علّت عدم شرمندگی انسان از ارتکاب گناه در قبال خداوند
9من گفتم اگر شما ببینید الآن یک مسئلۀ مهمّی در بدنتان پیدا شده دنبال این نمیگردید کی مریض است کی نیست؟ فوراً خودتان را میبرید به دکتر میرسانید. دیگر منتظر نمیشوید. و همۀ گرفتاری ما همین، الآن هم کم و بیش هست. بعد از زمان مرحوم آقا بعد از فوت مرحوم آقا چی بود؟ آنچه که این بلا و بدبختی را به سر عدّۀ زیادی درآورد همین بیدردی و احساس بینیازی و احساس استغناء و فضولی تو کار بقیّه [بود]. فلان کس چرا اینجوری رفت؟ فلان کس چرا با او حرف زد؟ فلان کس چرا خونهی این رفت؟ فلان کس چرا چیز کرد؟ فلان کس چرا آنجوری است؟ فلان کس چرا اینجوری است؟ آقا شما این راه را تشخیص میدهی درست است، بگیر و برو، سرت را بیانداز پایین و برو.
من به عدّهای از دوستان آن موقعمان، مطلبی که مَن بهشان میگفتم، آخر این ها نمیفهمیدند، من این مطالب را آسان بدست نیاورده بودم که، من در یک تجربۀ علمی و عملی پیش آقای حدّاد و مرحوم آقا و آقای انصاری و این ها، این مطالب را بدست آوردم. آن وقت مفت و مجان داشتم این ها را در اختیار این ها میگذاشتم این ها نمیفهمیدن، این ها قبول نمیکردند میگفتم آقاجان شما اگر یک شخصی را به عنوان پیغمبر قبول داری کسی ممانعت نمیکند، بین خودت و بین خدا اما دیگر به کار دیگران چه کار داری؟ به دیگران چه مربوط است؟ تو قبول داری ایشان را پیغمبر میدانی و برو دیگر. برو جلو، شما هم ایشان را یک آدم عادی میدانی، بنده را، بگیر و برو جلو، اینی که شما میآیی هی تو کار این و این دخالت کردی اوّلاً خودت از راه افتادی خب الآن شما ببینید الآن حدود یک دو سه ماه دیگر چهارمین سال هم میشود دیگر. چهار سال از فوت مرحوم آقا گذشته، بسیار خب، بیاییم ببینیم این ها چقدر رشد کردهاند؟ بیایند به ما بگویند، آقا ما اینقدر به فهممان اضافه شد اینقدر به بصیرتمان....، بیاورند، آنچه که دارند در میدان بیاورند، عیب ندارد. بالأخره ما هم یک وقتی تو این حرف ها بودیم. حالا دیگر کنار رفتیم و دور افتادیم. به اعتبار ما سبق.

