خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء
10بعد حضرت میفرماید که در این زمان که فساد غلبه میکند، در این زمان حسن ظّن به مردم اشتباه است و این یه مطلب عقلائی است شما نگاه بکنید به عقلاء، به ارتباطات نگاه بکنید، به رفت و آمدها نگاه بکنید، در مجامع نگاه بکنید ببینید که همین کار را میکنند یه جامعهای که همۀ اونها کلاهبردارند نود درصد اونها کلاهبردارند شما همینطور متاع را به اون شخص [می] دهید و بروید منزلتون؟ نه! از او وثیقه میگیرید ضِمان میگیرید اگر شخص نخواست پول بده، در هر صورت شرایطی که [هست]، و اگر زمانه زمانهای شد که صلاح بر اهل زمان غلبه کرد اگر اینطور شد سوء طنّ به مردم اینجا غلط است یعنی انسان بنای ارتباطش را بر سوء ظن بگذارد. چرا؟ چون نفس همین سوء ظن موجب تخیّل و تفکّر و پیامدهای خلاف میشود. طرف میگوید این به من حسن ظنّ نداشت میرود با اونم یه معامله میکند با اونم یه معامله میکند آن صفایی که حاکم بر افکار جامعه است بواسطۀ سوء ظنّ چی میشود؟ خدشه پیدا میکند تَلَنْگُور میخورد.
لذا اگر انسان در یک محیطی هست که احساس میکند در اون محیط حسن ظنّ نسبت به افراد جریان دارد نباید برود اون محیط را خراب کند نباید برود به اونها بگوید احمق ها چرا اینطور هستید؟ چرا اونطور هستید؟ فردا اینطور میشود به فکر باشید الآن که با این رفیقت داری حرف میزنی، نه! باید برود تأیید کند باید برود این حسن ظنّ را تقویت کند هی نباید برود خراب کند هی نباید برود نقاط ضعف را بزرگ کند بعد تشدید کند باید اون حسن ظنّ را چکار کند؟ چون حسن ظنّ یک ارزش است خلاف که نیست که بخواهد خرابش بکند انسان دنبال یه محیطی میگردد که حسن ظنّ در آنجا حاکم باشد حالا که یه همچین محیطی هست بیاید خرابش کند؟ این خیلی جای تعجّب هست و جای تأمّل است دیگه.

