خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء
11انسان وقتی که یک محیط صمیمی و رفیقانه و صادقانهای را که پیدا میکند نباید بیاید زیر آبش را بزند، باید هی بیاید تقویت کند هی بیاید تأیید کند هی بیاید اون مواردی که حتّی ممکن است.....، نه اینکه آقا این طرف یک حرف درست زده او بیاید عوضی نقل کند اِ اِ اِ! این حالا یه حرفی زده اون بیاید یه برداشتی....! خب آقا این برداشت دو جور است.
من یه وقتی دیدم که یک شخصی ـ یک آخوندی ـ دارد بالای منبر در مسجد قائم به آقا طعنه می [زند]ـ در زمان حیاتشون ـ وقتی که مرحوم آقا این کتاب وظیفۀ فرد مسلمان در حکومت اسلام را چند تا سخنرانیش را کرده بودند و بعد به این نحوی که میبینید به رشتۀ تحریر درآمد خب ایشون در اینجا گفتند که ما به آقای خمینی اینطور گفتیم این آقا رفته بود بالا می گفت یک عارف من من نمی گوید ـ حالا منظورش ایشون بود ـ من نمی گوید من من من! البتّه حضرت امام بعضی از اوقات من میگفتند و آن هم به صلاح بود! اونم به....!، ولی یک عارف هیچوقت من نمی گوید، آقا این آقای مطهّری نامه برای آقای خمینی دارد بروید تماشا کنید در اونجا می گوید من به ایشون اینو گفتم خب این که اشکال ندارد یعنی من این حرف را زدم، بگم ما به ایشون این حرف را گفتیم؟ خب دیگه من گفتم دیگه، بگوید دست جمعی، هزار، چی، چه، برداشته نامه داده؟ خب حالا کسی هم نمیگوید آقای مطّهری در اینجا آمده اظهار منیّت کرده اظهار....، نه بابا بندۀ خدا آمده یه نامه نوشته و گفته ما به ایشون....، خب ایشان هم....
پس ببینید این عبارتی که من به آقای خمینی این حرف را زدم دو جور می شود برداشت کرد یکی اینکه از روی اَنانیّت و منیّت و تَفَرْعُنْ و اقتدار و محورّیت دارد با یه شخصی صحبت می کند این جای اعتراض هست این یه طرف معادله و امّا طرف دیگر معادله چی است؟ نه، خواسته مطلب را به نحوی عادی بیان کند، بگوید ما برای آقای خمینی نامه نوشتیم و بهشون اینو گفتیم، تذّکر دادیم. حالا چرا شما همیشه باید این طرف معادله را بگیرید؟ این چه مرضی است؟ این چه دردی است؟ اینجا نکته است خب بالأخره این معادله دو طرف دارد. یه طرفش خب....

