خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء
16حالا شنیدم بعضیها میگویند که آقا «لا تَسْئَلُوا عن اشیاء اِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ»1 سئوال نکنید از بعضی چیزهایی که براتیان روشن بشود ناراحت میشوید، این آیه مربوط به اینجاست؟ عجبا! شما یک دختر میخواهید شوهر بدهید تا یک ماه داماد را بالا و پائینش میکنید اونجا نمیگوئید «لا تَسْئَلُوا عَنْ اَشیاء اِنْ تُبْدَلَکُم تَسُؤُکُم» هان؟ چرا آنجا نمیگویی؟ یعنی اینقدر سلوک بیمعنا شده؟ این قدر سیر الی اللّه بیمعنا شده؟ این قدر چیز شده؟ آیه مربوط به این است؟
پس اینهایی که این همه توی کتابهاشون نوشتند همینطور به کسی سر نمیشود سپرد باید امتحانش کرد چی است؟ برای چی نوشتند؟ بروید به اونها یاد بدهید آقا! اشتباه کردید! نخیر! لا تَسْئَلُوا عَنْ اَشْیاء امتحان نباید [کرد] چون در امتحان بعضی چیزها بالأخره روشن میشود دیگه، امتحان روشن میکند، سئوال روشن میکند بالاخره یه مسائلی رو میشود، خب بیخود نوشتند.
بابای ما آمد گفت مبانی این است، درست، محکم، بیخود با شعار جلو نرو بیخود با مسائل مجازی سر و کار نداشته باش، ایشون میگفت من مدّتها که با آقای حدّاد بودم تازه باهاش وَرْ میرفتم حدّاد! اُه اُه اُه اُهْ میدانید یعنی چه؟ بیخود که آسیّد محمّد حسین نشد باباجان، بیخود که این کوه عظمت درست نشد، بچّه طلبه که نبود باباجان، ختم همۀ آخوندهای قم و نجف و نمیدونم فلان بود دیگه، این آمد در قبال آقای حدّاد جوری شد که یک دهم اون در قبال علّامه طباطبایی نبود، من بودم میدیدم که ایشون تعبیری که از علّامۀ طباطبایی میآورد با آقای حدّاد چه جوره، اینو من بودم، من پسرش بودم میدیدم.
علّامه طباطبایی اون مجد، اون عظمت، اون رفعت واقعاً مجلسش، اصلاً مجلس نور، مجلسش مجلس روح، آقا این حرف عادی میزد این مرد حکمت بود حرف عادی، سلام علیکم حالتون چطور است. اصلاً حکمت، اصلاً خرد مطلق بود حکمت مطلق بود. هیچ مجلسی نبود که کسی بنشیند پیش علّامه و نگوید من برداشتی نکردم اصلاً وجودش یک همچین وجودی بود دیگه و آقا با چه عظمتی از علاّمه یاد میکرد، واقعاً با چه عظمتی، اصلاً خودش را فدای علّامه میکرد فدوی علّامه، ولی در مورد آقای حدّاد اصلاً قابل مقایسه نبود این یعنی چی؟ یعنی آقا هر شخصی در رتبۀ خودش، علّامه درست است، آقا میفرمود علّامه اسمش را ملائکه بی وضو نمیبرند تعبیر آقا این بود که علّامه را ملائکه بیوضو اسم نمیبردند شما بیاید یه مُویش را الآن پیدا کنید یه مویِ علّامه را پیدا کنید من میروم سر تا پای اون شخص رو میبوسم، غرق در... واقعاً مجسّمۀ تقوی، طهارت مطلق ولی این درست بجای خود، علّامه چیز....
- سوره المائدة، آیه ١٠١

