خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء
19مثل این که فرض بکنید که یه روزه داری، یه مقداری بهش شیرینی بدهند بگویند آقا اینو به چند تا بچّه تقسیم کن هیچ میگوید یکیشو برای خودم بردارم؟ نه آقا! تو که روزه هستی. اصلاً هیچ در ذهنش میآید یکیشو الآن برای خودم بردارم ندهم به این؟ فرض میکنیم که افطار و فلان و همه چیزش هم [جور باشد.]، این اصلاً زمینه برای خوردن ندارد، نمیتواند بخورد، نه بابا! همه رو چکار میکند؟ همه رو مصلحت رو در نظر میگیرد اگر این بچّه بزرگتر است دوتا شیرینی بهش میدهد این کوچکتر است یک شیرینی بهش میدهد، تقسیم میکند همه رو میدهد.
اولیاء خدا و پروردگار متعال، اینها اصلاً ـ حالا خدا که بجای خودش اون دیگه ـ اینها اصلاً نفس ندارند تا این که بخواهند در نظر بگیرند بالا و پایین کنند بسنجند کم زیاد بعد حالا چه نحوه برخورد کنند لذا هر کسی در این دنیا غیر از خدا یا غیر از ولیّ خدا هر کس میخواهد باشد، انسان او را بخواهد هیچ امیدی ندارد به این که او برآورده میکند یا نمیکند؟ آیا منافعش اقتضا میکند یا نمیکند؟ طلبی رو از او بخواهد آیا او میآید انجام بدهد یا نه؟ پس فقط کی میماند برای انسان؟ یک ذات، و اون پروردگار است فقط اوست که در ارتباط با انسان فقط ما را نگاه میکند نه خودش را چون خودش غنی بالذّات است هر چی هم بدهد یک سر سوزنی از معدن او کم نمیشود از این جیب تو اون جیب ریخته، مهرهها عوض شده از بین نمیرود.
یکی اومده پیش من شکایت میکرد، ناله، آقا پانصد هزار تومان از فلان کس میخواهم نمیدهد گفتم آقا خاطرت جمع، پانصد هزار تومان تو سر جاش است اصلاً اصلاً... گفت چطور؟ گفتم آقا، گفتم که تو اگر این پانصد هزار تومان داشتی چکار میکردی؟ میرفتی گوشت میخریدی نمیدانم چی میخریدی، فلان میکردی دیگه؟ درسته؟ الآن هم دارند میروند واسَت گوشت میخرند فلان همون پول و اسکناس دارد میچرخد هیچ ناراحت نباش. خب حالا شما همین حال را نسبت به بالاتر نگاه کنید چرا غصّه میخورید؟ چرا ناراحتی میکشید؟ فرض بکنید الآن خدا آمده اینو ورداشته از اینجا گذاشته اینجا، اینو از اینجا ورمیدارد میگذارد یه جا، اگر خدا میآمد اینکار رو میکرد به خدا اعتراض میکردی؟ ای خدای کذای کذا بلند شدی آمدی پول منو از جیبم ورداشتی! نه! مال اونِ دیگه حالا خدا اینکار را میکند منتهی خودش را نشان نمیدهد پس قضیّه چه فرقی کرد؟ همون است دیگه، خودش را منتهی نشان نمیدهد. خدا غنّی بالذّات است و بواسطۀ غناء بالذّاتی که دارد چی است؟ مصلحت انسان را در نظر میگیرد و خود را اصلاً مدّ نظر نمیآورد. اصلاً مدّ نظر آوردن غلط است.

