اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار

14٬572
سال 1420
جلسات

موضوع اين جلسه: سستي‌هاي انسان در اجابت پروردگار. فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني و الحمدلله الذي اسأله فيعطني و ان ... يستقرضني. 1 – لزوم اهتمام و سعی و تلاش مضاعف افراد براي طي مراحل كماليه و رسيدن به لقاء الهي بعد از دستيابي به استاد كامل. 2– نارضايتي و تكدّر خاطر مرحوم علامه طهراني از برخي از اختلافات موجود ميان شاگردان خويش. 3 – سالك راه الهي نبايد از استاد توقّع رفع مشكلات دنيوي خويش را داشته باشد. 4 – ذكر حكايتي در ارتباط با كيفيت رفتار مولانا با شاگردان سلوكي خويش. 5 – فرد زرنگ و رِند در مكتب عرفان شخصي است كه به خود و رفع دردها و مشكلات نفساني خويش مي‌پردازد و از توجه و دخالت در امور ديگران پرهيز مي‌كند.

کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار

توضیحات:

موضوع اين جلسه: سستي‌هاي انسان در اجابت پروردگار. فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني و الحمدلله الذي اسأله فيعطني و ان ... يستقرضني. 1 – لزوم اهتمام و سعی و تلاش مضاعف افراد براي طي مراحل كماليه و رسيدن به لقاء الهي بعد از دستيابي به استاد كامل. 2– نارضايتي و تكدّر خاطر مرحوم علامه طهراني از برخي از اختلافات موجود ميان شاگردان خويش. 3 – سالك راه الهي نبايد از استاد توقّع رفع مشكلات دنيوي خويش را داشته باشد. 4 – ذكر حكايتي در ارتباط با كيفيت رفتار مولانا با شاگردان سلوكي خويش. 5 – فرد زرنگ و رِند در مكتب عرفان شخصي است كه به خود و رفع دردها و مشكلات نفساني خويش مي‌پردازد و از توجه و دخالت در امور ديگران پرهيز مي‌كند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار

11
  • «به تیغم گر زند دستش نگیرم***وگر تیرم زند منّت پذیرم» 
  • «کمان ابروی ما را گو مزن تیر***که پیش دست و بازویت بمیرم»
  • وقتی که اون تیغ می‌زند تیغ، تیغ جلال است. تیغ جلال و شلاق جلال، شلاق تنبیه و تنبّه است. انسان مست را برمی‌دارند چندتا شلاق می‌زنند، متوجه می‌شود، از مستی بیرون می‌آید. دنیا و تعلّقات دنیا برای انسان مستی می‌آورد و انسان نباید بگذارد که مست بشود خودش را در معرض این شلاقهای جلالیّه و تنبیهات باید قرار بده. خداوند گاهی اوقات پیش می‌آورد اون حالت تنبیّه و تنبُّه و حالت توجه و تمام این‌ها برای سالک خیر است، تمام این روی گرداندندها برای سالک خیر است تمام این مسائلی که خلاف توقع است برای سالک تمام اینها خیر است، همه‌اش خیر است چون اگر نباشد در مستی جهل و نادانی مبتلاست بیرون نمی‌آید توغّل دارد، همیشه هست به این کیفیت، و آن سرمایه از دست می‌رود، عمر تمام می‌شود، فرصت تمام می‌شود و آن مقصود برای او حاصل نمی‌شود.

  • فلهذا داریم که انّ الله اذا اراد بعبد خیرا ابتلاءه بالبلاء خب دیگر بلاء متفاوت است یا مرض است یا ضیق است یا اختلافات است یا سایر گرفتاریها و امثال اینها. این و ان کنت بطیئاً حین یدعونی این مال این است قضیه. ان کنت بطیئا یعنی لازمۀ وجود انسان غفلت است لازمۀ وجود انسان نقص است. نقص و ضُعف و ضَعف ذاتی انسان است، خلق الآنسان من ضُعف، این ذاتی وجود انسان است. انسانی که به مرتبۀ کمال نرسیده است این جنبۀ تعلقش به اهواء وبه مسائل دنیا که عبارت است از ابتعادِ او، این یک مسألۀ ذاتی اوست اذا مسه الشرکان یئوسا و اذا مسه الخیرکان منوعا وقتی خیر به او برسد منوع می‌شود منع می‌کند. در را می‌بندد، به خود می‌گیرد. اون آیۀ دیگر چیست؟ می‌فرماید: أن رآه الستغنی ـ إنّ الآنسان لیطغی أن رآه السّتغنی ـ طغیان یعنی همین ـ طغیان یعنی تعلّق به ماده ـ تعلّق به اهواء ـ همین که می‌بیند، أن رآه الستغنی، بی‌نیاز است. رها می‌کند. ول می‌کند. وقتی احتیاج دارد می‌رود. وقتی که احتیاج ندارد ول می‌کند. وای کاش انسان آن احتیاج را همیشه در خودش زنده نگه دارد. احتیاج به مبدأ. آن جهل را، ادراک جهل و احتیاج به رفع جهل، این حالت را در خودش همیشه زنده نگه دارد. مسائل موجب انصراف او نشود. موجب انحراف نشود. أن رآه الستغنی دیگر.

/ 260