مکر پروردگار متعال با انسانها
16بخواهی از دور ولی خدا افراد را جمع کنی انگار از دور خدا جمع کردی. میگوید پاش و بفرما برو، بهتر دورمان خلوتتر. میگیرد میخندد.
او به آقای حداد میگوید که آقا آقا سید محمّد حسین رفیق حاج هادی است. میترسیم در روح مجرد خواندید دیگر حاج هادی به واسطه رفاقت .... اینجاستها، وقتی من عرض کردم، گفتم، خویشاوندی به جای خود، حق به جای خود، خویشاوندی سر جای خود، ولی مسأله خویشاوندی در راستای حق بایست ظهور پیدا کند و ارزش پیدا کند و بهاء پیدا کند آقای حداد فرمودند: آقا آقا سید محمّد حسین کوه است. آقا سید محمّد حسین کوه است. مثل کوه میماند. مگر میتواند بادی [او را تکان دهد]، تازه بر فرض اگر هم رفت که رفت. اگر آقا محمد حسین هم رفت، رفت. ما خدا را داریم.
واقعاً اگر ما به این قضیه فکر کنیم که آقا سید محمد حسین هم رفت، رفت ما خدا را داریم. بیاییم این مسأله را هر کدام در خودمان، تا آن حدودی که از ما برمیآید، تا آن حدودی که قدرتش را داریم نسبت به خودمان پیاده کنیم، چیز خوبی از آب درمیآید، بدک نمیشود. فقط خدا را در خودمان بیاییم جا بدهیم. خدایی که در ما هست ولی ما پرتش کردیم بیرون. گفتیم برو نمیخواهیم بیایی در این حریم نمیخواهیم بیایی. بیاییم با خدا آشتی کنیم. بیاییم بگوییم خدایا تو که به ما نزدیکتری. ما هم میخواهیم خودمان را به تو نزدیک کنیم.
ما میدانیم وقتی که برویم در قبر کسی غیر از تو به درد ما نمیخورد. ما میدانیم که آن طرف قضیه غیر از تو کسی به درد ما نمیخورد. خودش هم دارد میگوید دیگر: وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ هر کسی که رحم دارد در این دنیا، خدا که دروغ نمیگوید. اگر همه ما هم دروغ بگویند خدا راست میگوید. خدا ارحم است. بالاتر است.؟؟؟ بالاتر بیاییم. بیاییم با خدا آشتی کنیم. بگوییم خدایا مخلصت هستیم. در راستای تو با بندگانت سر آشتی داریم و در راستای تو و با ملاک تو و با معیار تو و با منات تو با بقیه اینطور هستیم، اگر اینطور باشد دیگر مسأله خیلی خوب میشود. خیلی قضیه فرق میکند.

