اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عالم امر و خلق وحیثیت امری و خلقی اعمال

0
سال 1421

1 تفسیرآیه شریفه (الا له الخلق و له الامر). 2 توضیحی پیرامون کیفیت اطلاع بر عالم أمر. 3 توضیحی پیرامون شعر مولانا جلال الدین محمد بلخی حق همی گوید که ای مغرور کور * نی زنامم پاره گشت آن کوه طور . 4 عمل انسان دارای 2 جنبه می باشد ،جنبه ظاهر و خَلقی و جنبه باطن و امری. 5 توضیحی پیرامون کلام مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه که می فرمودند:انسان نباید به حال توجه کند بلکه باید ببیند راهش صحیح است یا نه؟ 6 لزوم رعایت مراقبه در همه احوال و شرائط.

عالم امر و خلق وحیثیت امری و خلقی اعمال

10
  • یک وقتی نه! خدایا، هیچی حالیمان نیست. خدایا از بیچارگی آمدیم اینجا جمع شدیم. خدایا اگر راه دیگری بود می‌رفتیم. خدایا نمی‌دانیم چه کار کنیم. خدایا اگر این کار را نکنیم چه کار کنیم. این جهات است. این می‌شود جنبه‌ی باطن. یک وقتی من دارم صحبت می‌کنم به خاطر جهت اول که بله آقا را نگاه کنید تو قم جلسه دارند. این نوارها پخش می‌شود. نوارها به دست همه می‌رسد. آقا نوار ابوحمزه‌ی شما را گوش بدهیم یا ندهیم؟ از که بگیریم؟ به ما نمی‌دهند. اجازه نداریم داریم، او نمی‌دهد او می‌دهد، از این حرف‌هایی که خُب بالاخره کم و بیش داریم می‌شنویم، به خاطر این است، اگر این است خودمان را معطّل نکنیم جان من، هیچ خبری نیست. حالا اینی هم که دارم بهتان می‌گویم همین هم خودش کلک شیطان است. این خیلی ناقلا است. خیلی ناقلا است. مگر این همه معلّمین اخلاقی که خودشان دارند صحبت می‌کنند و حرف می‌زنند و خودشان تا کجا در منجلاب نفس گرفتارند و در قعر دریای نفس غوطه‌ورند. اینها در همان حالی که دارند حرف می‌زنند مگر متوجه‌اند؟ مگر حالیشان‌ است؟ نه! حالیشان نیست. حتی حالشان هم ممکن است تغییر پیدا کند. عجیب است ها. حالشان هم حتی ممکن است تغییر کند و همان تغییر حال می‌شود دام! حال تغییر پیدا کرده. اشک هم از آن چشم می‌آید. ولی همه‌اش دام است، اینجا دیگر از آن جاهایی است که انسان باید به خدا پناه ببرد. دیگر کار از دست او خارج است. آنجایی است که خود حال برای انسان ضد حال می‌شود. خود حال برای انسان چی انتِز این میسر بشود. انتز این حالت توجه و تقرب بشود. خود حال، حالی که بر انسان عارض می‌شود.

  • لذا مرحوم آقا می‌فرمودند به حال توجه نکنید ببینید راهتان درست است یا نه؟ چند دفعه آقا این را می‌فرمودند کدام یک از ما آمدیم این را عمل کنیم؟ من شاهد بودم در جلسات ایشان، بعضی‌ها شرکت می‌کردند که از شدت گریه به حال غش می‌افتادند. ولی من همه‌ی اینها را پف می‌دیدم. حباب می‌دیدم. ظاهر می‌دیدم. می‌دیدم طرف باطن ندارد. این گریه‌ها پس چی است؟ مانده بودم توش، گفت چه کار کنیم دم خروس را قبول کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ کدام را؟ با هامون حرف که می‌زد می‌دیدیم نه تهش چیزی نیست راستش، ظاهر را می‌دیدیم، آقا از تو نماز غش می‌کرد. می‌افتاد زمین، اه این هم که هست دیگر! این هم که دیگر دروغ نیست. از نظر ظاهر و اینها، بالاخره خب علائمی هست دیگر، خب مانده بودیم این چی است؟ این چی است؟ بعد حالا می‌بینیم نخیر آقا! اینها همه‌اش حباب بود. و این حباب تا کجاها حباب است؟ نه فقط در یک مرتبه، ممکن است این حباب تا بالاها همینطور حباب باشد، اختصاص به یک رتبه نداشته باشد. اختصاص به یک مرتبه نداشته باشد.