اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عالم امر و خلق وحیثیت امری و خلقی اعمال

15074
سال 1421
نسخه عربی

عالم امر و خلق وحیثیت امری و خلقی اعمال

11
  • اما اگر نه، آمدیم اینجا می‌گفتیم که بالاخره مرحوم آقا جلسات داشتند و خودشان هم فرمودند که باید این جلسات باشد. خیلی خب دو دوتا چهارتا. می‌آییم حساب می‌کنیم خُب ما علی کل حال بخواهیم از دستورات ایشان اطاعت کنیم. چه اینجا و چه تو منزلمان دعای افتتاح را باید بخوانیم. شب‌ها دعای افتتاح بخوانید. خب دعای افتتاح را خُب می‌خوانیم. از آن طرف، فرمودند که شب‌ها باید رفقا جلسه داشته باشند. آیا این مطلبی را که ایشان گفته‌اند منوط به زمان خودشان است یا منوط به زمان بعد هم است. نه! شب ماه رمضان چندتا رفیق بیایند بنشینند دور هم، اگر حالشان اقتضا می‌کند شرکت کنند بنشینند دعای افتتاح بخوانند. این هم درست است. این هم که سر خود نیست. تا اینجا نمی‌گذاریم شیطان آن بیاید جلوها، یواش یواش می‌آییم، خیلی تند نمی‌آییم جلو، یک دفعه بگوییم نخیر می‌آییم آقا جلسه درست می‌کنیم. نه یواش، اول در ذهن و در نفس مبانی را درست می‌کنیم. بعد پا می‌گذاریم. متوجه باشید. سالک هر کاری را که می‌خواهد انجام بده. اول پا را محکم می‌کند طول هم بکشد، عیب‌ ندارد، طول بکشد. وقتی که پا محکم شد قدم می‌گذارد پا محکم نشد. نمی‌گذارد همین‌طور پایش را نگه می‌دارد. خب این هم این‌طور. بعد می‌گوییم خدایا الان که آقا نیست. اگر آقا بود ما از آقا اجازه می‌گرفتیم. آقا در قم جلسه بگذاریم یا نگذاریم؟ برحسب ظاهر می‌گفتند. بگذارید، چطوری که دأب و دیدن ایشان بر همین بوده دیگر، حالا که آقا نیستند.

  • از آن طرف هم ما می‌خواهیم طبق دستور آقا عمل کنیم. خُب خدایا اگر غیر از این است خودت بیا به ما نشان بده. خودت خلاف را بیا به یک طریقی به یک نحوی و به یک جهتی بیا به ما نشان بده. غیر از این خدایا چیزی از عهده ما بر نمی‌آید. خدا می‌گوید خیلی خب قبول دارم تو این مقدار با من راست باش. این مقدار با من درست باش که اگر من صلاح ندیدم جلسه داشته باشیم برت گران نیاید ا چرا؟ عجب. خُب چی می‌گن؟ اگر جلسه نداشته باشیم مردم چی می‌گویند؟ اگر جلسه نداشته باشیم خُب اینها دیگر کم‌کم یکی یکی می‌روند تو خانه‌هاشان. نه! بیاییم بنشینیم اینها را جمع کنیم اینها را همه را جمع کنیم. نگذاریم بروند، از این دم در یک دانه از این چیزهاست. کارت می‌زنند، چی می‌گویند؟ مال حضور و غیاب، حضور غیاب حرارتی دیدم یک جا نوشته تابلو حرارتی شما وارد هستید به این چیزها یا نه آقای ....؟ حضور غیاب بزنیم آقا پنج دقیقه دیر آمدی! نه چرا؟ باید خودمان را نشان بدهم انسجام داشته باشیم. تا نگویند سست شدندها. چیزهایی که دارم می‌گویم هست‌ها واقعیت داردها. بیایید! آقا خبری نیست جان من، بیخود زحمت نکش. نیایی بهتر است. اگر نیایی اقلا دیگر موضعت سفت‌تر از این نمی‌شود، دیگر کارت از این بدتر نمی‌شود. دیگر تو مرامت بیشتر گرفتار وَ حَل نمی‌شوی تو گل فرو نمی‌روی، نیایی برای خودتی ولی اگر بیایی اینجا به بارت اضافه می‌شود و این که خدمتتان عرض می‌کنم برای خودمان هم هست‌ها! فرقی نمی‌کند برای خود ما، این قانون هست، قانون یکی است. هر کس انجام داد، داد. نداد، فرقی نمی‌کند. قانون خدا و میزان خدا تفاوتی ندارد.