عالم امر و خلق وحیثیت امری و خلقی اعمال
12نه! خدایا اینقدر از عهده ما برمیآید. این قدر فکر ما میرسد حالش را داریم. میآییم، حالش را نداریم نمیآییم. بگذار بگویند فلانی نمیآید. بگذار بگویند فلانی میآید. یک روز میآید، یک روز نمیآید. البته انسان باید منظم باشد، ولی نظم باید در تحت قانون باشد، نظم به جای خودش محفوظ است. نظم در آمدن نیست. نظم در این است که اگر حال اجازه داد انسان کوتاهی نکند. این است. نظم باید بر اساس مبنا باشد. بر اساس قانون باشد. بر اساس ملاک باشد. مرحوم آقا میفرمودند کسی که حال جلسه را ندارد. جلسه شرکت نکند. خود ایشان میفرمودند اگر کسی نمیآید بگوید من حال ندارم. سرم درد میکند، فلانم، چون میگفتند بیایی حال بقیه را هم خراب میکنی. حتی ایشان صریحا به بعضیها در جلسات فرمودند شما بروید پایین، بروید نمیخواهد در جلسه شرکت کنید. بینشان حالت تعارض و اینها بود.
و اگر کسی نه! بخواهد کوتاهی کند با توجه به اینها هم، سرش کلاه میرود. اگر احساس کند که آمدن مفید است. و نیاید باز سرش کلاه میرود. یک بنده خدایی میگفت آقا ما مقصود از این صحبتی که شما میکنید البته حرف درستی میزد. یعنی رو حساب خودش میخواست مطلب را صحیح ارزیابی کند این مطلب را که شما میگویید آیا منظور این است که کلام شما به ما برسد یا حتما در جلسهی کذا باید شرکت کنیم؟ اگر منظور کلام رسیدن است. خب چرا شرکت کنیم خُب نوارش گوش میدهیم؟ من گفتم خب اگر شرکت نکنید کجا میروید؟ کجا میروید؟ بالاخره یا تو خانه میگیری مینشینی یا تو خیابان راه میروی بالاخره یک کاری میکنی. دیگه یک مسئله. من گفتم نمیگویم شما بیایید یا نیایید منظور و اصل این است که انسان به این مطالب برسد. برای همین هم کتاب نوشتهاند. کتابی که بزرگان نوشتهاند برای این است که کسانی که به آقا دسترسی ندارند. مطالب بشوند ولی اگر نفسی نسبت به یک مسیری علاقهمند بود آن شرایط و محیط مقرّب و معده برای وصول به آن مقصد را هم میپذیرد و به دنبال میرود.

