عالم امر و خلق وحیثیت امری و خلقی اعمال
13آیا شده بهش گفتم آیا شده شما فرض کنید که در زمان مرحوم آقا بگویید که مقصود این است که کلام آقا به ما برسد و ایشان ذکری که میگویند ما انجام بدهیم. خوب دیگر چرا ایشان را ببینیم؟ تا حالا شده؟ چرا؟ چون میگوییم همین دیدن خودش نزدیک شدن است چرا ما باید به زیارت امام رضا علیهالسلام برویم؟ چرا؟ خب از اینجا میگوییم السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا چرا؟ چرا امام رضا فرمود کسی که به زیارت من بیاید سه جا به زیارت او میروم و بازدید پس میدهم. یکی هنگام احتضار یکی هنگام سؤال و جواب نکیر و منکر و یکی در روز قیامت موقع حساب1 یعنی سه جا اون بزنگاه قضیه. امام رضا گفته، میرویم خلاصه سراغش میگیریمش، میگوییم آقا ما خلاصه آمدیم، نگفته که به حقیقت بیا، به معرفت بیا. گفت بیا زیارتت را بکن ما هم آمدیم دیگر. حضرت فرمود کسی که با معرفت من را زیارت کند؟ این را که نداریم حضرت فرمود کسی که بیاید من را زیارت کند. ما هم یک آدم بیمعرفت خُب شما باید سراغ بیمعرفتها بیایید. سراغ با معرفتها که ..... انشاءاللَه حضرت میآید حضرت خیلی ارحم الراحمین است.
خُب حالا امام رضا علیهالسلام بگوید که نه! کسی که از دور هم زیارت ما را بخواند کافی است. بله، کسی که نمیتواند به زیارت برود، اصلا این یک مسئلهی فطری است. این یک مسئلهی وجدانی است که انسان دوست دارد محبوب را ملاقات کند. حالا که ما دستمان به آن ولایت نمیرسد اقلا برویم قبر آن حضرت را زیارت کنیم. زیارت قبر آن حضرت، زیارت ولایت است. ولایت آن حضرت که همیشه با همه است. با همه قرین است. از خود ما هم که به خود ما نزدیکتر است. این مسئله یک مسئلهی فطری است اصلا، یعنی از قضایایی است که قیاساتها معها است. که هر کسی که محبوبی را دوست دارد. میخواهد خود را به آن محبوب نزدیک کند. قریب او [کند] حالا که فرض کن امام علیهالسلام نیست خب میرویم قبرش را زیارت میکنیم بدنش را زیارت میکنیم. تعلق ولایت به آن بدن، خب قویتر است از سایر جهات عالم کثرت، خب انسان باید برود آنجا را زیارت کند دیگر.
- كامل الزيارات، ص ٣٠٤.

