اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

14233
سال 1421
نسخه عربی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

11
  • بنابراین این مسئله‌ای که مطرح می‌شود در اصول که آیا فعل انسان این ملاک برای ثواب و ملاک برای عقاب است. یا نیت انسان و مسئله تجرّی و عدم تجرّی و این‌ها تمام بی‌اعتنا فعل هیچگاه ملاک برای ثواب و عقاب نیست. چون این یک عمل ظاهر است. آنچه هست چیست. نیت است. انسان باید نیت خودش اصلاح بکند. خوب حالا اگر یک کسی بگوید خوب حالا اگر یک کسی بگوید خوب حالا اگر یک کسی بگوید خوب حالا ما نیت خودمان را درست می‌کنیم. ولی کار هم انجام نمی‌دهیم. خوب این اول فساد نیت است. شما وقتی می‌دانی پروردگار متعال شما را به این مسئله امر کرده است. دیگر نیتمان را درست می‌کنیم. ولی عمل را انجام نمی‌دهیم. چیست. پس نیتت خراب است. با اصل مسئله چیست جور درنمی‌آید. مسئله ما کجا بود آن‌جا بود که شخص صفای باطن داشته باشد. آیا ممکن است که شخص صفای باطن داشته باشد. بعد در مقابل حکم پروردگار بایستد بگوید من انجام نمی‌دهم. نیتم را درست می‌کنم. خدا می‌گوید بسیار خوب یک نیتی نشانت بدهم. یک صفای باطنی نشانت بدهم. داری من را گول می‌زنی. تنبلی درمی‌آوری. می‌خواهی از زیرش در بروی. دنبال باطن می‌گردی. صفا می‌گردی. نه‌ اشتباه کرده این شخص. شخصی که صفای باطن داشته باشد نمی‌تواند تمرّد کند. شخصی که صفای باطن داشته باشد و نیت صالح نمی‌تواند خود را بزند. اگر خود را گول زد صفای باطن ندارد. مشمول چیست؟ خبث باطن است. مشمول کدورت و ظلمت باطن است. نه مشمول صفای باطن. مگر این‌که شخصی حکم بهش نرسد. اطلاع نداشته باشد. نداند حج برای او واجب نشده ولی بگوید خدایا اگر حج برای من واجب می‌شود به هر کیفیتی شده. من حج می‌رود. خداوند او ار مستطیع نکرده خداوند او را متمکن نکرده. مریض شده مال ندارد و امثال ذالک. اما نه اینکه متمکن بشود. و قدرت پیدا کند بگوید که ما نیتمان نیت خیر است. برویم چی چی پولمان را بدهیم به این‌ها بخورند. به این‌ها چکار کنند. نخیر. این‌جور نیست. قضیه. ما نیتمان نیت صالح است. چرا برویم فرض کنید که نماز بخوانیم نیت ما نیت صالح است. چرا برویم این کار را انجام بدهیم. این دارد خودش را گول می‌زند. این دارد به دور وجدان خودش هی پرده می‌اندازد. وجدان هی دارد به او نهیب می‌زند آخر عبدی که در مقام اطاعت است. آن عبد نمی‌تواند مخالفت کند. از یک طرف وجدان و از یک طرف نفس امّاره این هر دو بر این هجوم آوردند خوب این‌جا محل چیست؟ بزنگاه قضیه و محل تصمیم‌گیری است.