اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

14233
سال 1421
نسخه عربی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

12
  • کدام یک از این دو را بیاید بر دیگری مقدّم کند ها. این‌جا دیگر جائیست که دیگر باید خدا به داد انسان برسد. انسان می‌تواند انسان می‌تواند تشخیص بدهد انسان می‌تواند آن حکمی را که ضمیر او و نفس او آن حکم را استنباط می‌کند به آن حکم ترتیب اثر بدهد. آن را محقّق کند. می‌آید چکار می‌کند. به خاطر یک مسائل دیگری به خاطر یک جریانات دیگری اگر این کار را نکنم او نمی‌شود. اگر این کار را نکنم نمی‌شود. کم‌کم، کم‌کم آن صلابت و استحکام مسئله کم‌کم سست می‌شود و وقتی سست شد دیگر انسان راحت از کنار او می‌گذرد. این چیست. این گول زدن است. آن هم خودش را گول می‌زند. درست شد آیه شریفه می‌فرماید: (آیه ٨٢ از سوره طه) حضرت سجاد در اینجا دارد «الحمدلله الذى یحلم عنّى» حمد خدایی را که نسبت به من صبور است. بردبار است. نسبت به من دارای حلم است. طبعا اگر عمل انسان عمل صحیحی باشد و نیت انسان هم نیت صحیحی باشد. حلم که دیگر در این‌جا معنا ندارد. چون هم ذات در این‌جا پاک است. و ذات در این‌جا در مقام تقرب و در مقام قربت است. و هم عمل خارج هم خوب عمل صالحی است. خوب دیگر معنا ندارد. بگوییم که خدا در این‌جا بردبار است. خوب اگر بردبار نباشد. چکار می‌خواهد بکند. بردبار یعنی بردبار پس برای کجاست. هم عملش طرف خوب است. و هم نیتش نیت صالح. حالا اگر انسان نیتش نیت ناصالحی باشد مغرض باشد.

  • ناپاک باشد ولی عملش عمل صالحی باشد آیا حلم در این‌جا صدق می‌کند یا نمی‌کند. پس سه صورت مسئله در این‌جا باقی می‌ماند. یکی این‌که شخص هم نیتش نیت ناپاک است. و هم عملش. این یک صورت. صورت دوم این‌که شخص نیتش نیت ناپاک است. عملش عمل ظاهر عمل خوب است. صورت سوم این‌که شخص نیتش پاک است ولی عمل خارجش عمل چیست. عمل غیر صحیحی است. در این سه قسم جای دارد. جای دارد که حلم در این سه قسم صادق باشد. خدا بردبار باشد. یک آیه شریفه داریم که می‌فرماید الان این آیه به نظرم آمد (آیه ١٧٨ سوره آل عمران) «آن کسانی که کافرند خیال نکنند این مهلتی که ما به آن‌ها می‌دهیم در این دنیا این مهلت خیر است. بر ایشان ما بر ایشان خیر می‌خواهیم بزنند و بتازند و هر کاری هم دلشان می‌خواهد بکنند. خیال نکنند «إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيزْدادُوا إِثْماً» هی بهشان مهلت می‌دهیم که بارشان سنگین‌تر بشود. بیچاره‌ها نمی‌دانند اگر بدانند که در پس پرده چیست فریاد یا حسرتای آن‌ها به فلک می‌رود. خبر ندارند خدا مال می‌آورد برای آن‌ها. خدا از نیت دنیا برای آن‌ها می‌آورد. خدا مال و منال می‌آورد. خدا این طرف و آن طرف جمع می‌کند این‌ها آنها هم خوش و سرمست خر برفت و خر برفت و خر برفت خبر ندارد که این مالی که جمع شده این زینتی که جمع شده این رفیقی که چندتا دور آدم جمع شده این بیا و برویی که هست تمام این‌ها «لیزدادو اثما» تمام این‌ها به خاطر اینست که هی گناه اضافه کنند. هی بیشتر در کثرت فرو بروند. هی بیشتر در منجلاب کثرت غوطه‌ور بشوند. هی بروند پایین. این مال اینست. اما اگر خدا برای آن‌ها خیر بخواهد نیشتر را می‌آورد فرو می‌کند. سوزن را می‌آورد فرو می‌کند. چوب می‌آورد دوتا می‌زند. آن نیشتر چیست. آن سوزن چیست. آن ابتلائاتی است که برای انسان پیدا می‌شود و بواسطه آن ابتلائات انسان از کثرت تا حدودی فاصله می‌گیرد تا حدودی به خود می‌آییم. ای دل غافل تو کجا بودی. چرا این کار را نکردی. چرا آن کار را نکردی. نسبت به آنچه تکه بر ذمّه‌ات بود ادای تکلیف کردی یا نکردی. نسبت به آنچه را که خدا بر عهده تو گذاشته بود نسبت به او وظیفه‌ات را انجام دادی یا ندادی. درست شد. یک دفعه یک قضیه پیدا می‌شود هان عجب این قضیه از کجا پیدا شد. این مسئله از کجا پیدا شد.