نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل
14آمدند به او گفتند تو که خودت میدانی از همه افراد علی به خلافت اولی است. بیا وصیت کن به علی. گفت نمیتوانم این کار را انجام بدهم. داشت میمرد ها. میدانست و داشت وصیت میکرد در حین اینکه آن کاتب داشت مینوشت یه آن حرف را به او زدند. گفتند وصیت کن به علی. گفت لا اتحمّله حیا ولا میتا. نه در حال زنده، نه در حال مرده نمیتوانم ببینم علی بر خلافت است. این چه قضیهای است. آخر امیرالمؤمنین با تو چکار کرده. این چه جور میشود. یک شخص اینطور بشود. عمر آدمی بود که جهنم و بهشت را قبول داشت ها. اینطور تصوّر نشود که حالا نه قبول داشت. اگر قبول نداشت اینقدر جرمش سنگین نبود. قبول داشت. جهنم را قبول داشت. بهشت را قبول داشت. ولی میگفت حاضرم آتش جهنّم را بخرم ولی علی را بر خلافت نبینم. خیلی عجیبه یعنی واقعا دیگر یک تحفهای است. این قسم دیگر چطوری دیگر جور درمیآید. با عقل که آتش را دارد میبیند سوزندگی آتش را دارد میبیند. من شنیدم این را ولی خودم هنوز ندیدم. اگر رفقا این روایت را دیدند برای من بیاورند. که در روز قیامت عمر را بر سر آتش جهنم نگاه میدارند و میگویند اقرار کن به ولایت علی، از جهنم نجات پیدا میکنی. اقرار نمیکند. عجیب است. من این روایت را شنیدم ها. از شخص موثّقی هم شنیدم. ولی خودم هنوز ندیدم. و بعید هم نیست چه فرق میکند. واقعا این نفس چیست قضیهاش. این در چه مرتبهای از انانیت واقعا باید باشد. که این سوزندگی آتش برای او خفیفتر است. از سوزندگی قبول حق. از پذیرش حق. این، این چه موجودی است. من خیال میکنم خدا قدرت نماییاش را تو این عمر کرده. از آن طرف از جهت صفات جلالیهاش هرچه تو امیرالمؤمنین قدرت نمایی صفات جمالیه و عرض میشود. رحمت و عطوفت و کرامت و بزرگواری و مجد کرده.

