حقیقت حلم و اقسام آن(1)
11اگر یک شخص شرک بورزد و سنیت یا سنمیت و امثال ذلک داشته باشد. از روی نفهمی، خب این مستضعف است چیز مشمول آیه استضعاف قرار میگیرد "1 یا مستضعف فکری هستند، فکرشان استضعاف دارد. یا از نظر ظاهر استضعاف دارند. نیرو و قوه ندارند. استضعاف فکری دارد، چه فرقی میکند بین کسی که بت پرست باشد یا بین یهودی و مسیحی که اینها از استضعاف فکری خودشان بر همان و تیره و بر همان نهج و بر همان عقیدهشان قرار دارند. چه فرقی میکند استضعاف، استضعاف است دیگر. یعنی واقعاً اگر کسی از روی نفهمی ولی از روی واقعاً عقیده و صفای خودش به سنیت و سنمیت گذران کرده است. عمر خودش را در روز قیامت خداوند او را مستحق عقاب میکند. میگوید تو از مشرک از دنیا رفتی. میدانستم. همانطور که یهود و نصاری مستضعف هستند. همانطور که آن هم مستضعف است دیگر. با فرض استضعافها من خودم سراغ دارم فردی را که مسلمان شده بود و بعد اهل او، او را به مسیحیت برگرداندند و این گریه میکرد. این زن گریه میکرد همینطور و از اینکه میدید نمیتواند به واسطه عقیده خودش و به واسطه ایمان خودش در کنار شوهرش و بچّههای خودش قرار بگیرد. همینطوری گریه میکرد و میدید چارهای هم ندارد. آن دین نمیگذارد او در کنار اینها باشد. خب این چیست؟ این استضعاف ندارد؟ استضعاف دارد دیگر. وقتی که آمد در اینجا بعضیها گفته بودند یعنی خیلیها، این دیگر مرتد شده زن تو. تو باید از او جدا بشی و چی و اینها داشت این قضیه را برای مرحوم آقا نقل میکرد. من همان جا جلو مرحوم آقا به او گفتم آقا این زن تو مرتد نیست. این نفهمید است. بلند شو برو دنبالش بگو عیب ندارد. به همان مسیحیت بلند شو بیا این نمیفهمد.
آن از روی نفهمی آمده این کار را کرده. ارتداد این نیست، ارتداد این است که شخص از روی عناد و از روی غرض انشاءاللَه اگر خداوند به من توفیق بدهد الان مشغول هستم شاید این مسئله دیگر تا توفیق پیدا بکنیم تمام شود. ما در اینجا ثابت میکنیم. اصلًا نود درصد این ارتدادها، همه ارتداد نیست. تمام اینها مسائلی است که از روی نفهمی از روی استضعاف، از روی ضعف، ضعف عقیده، ضعف بنیه جبر و سایر اینها، مطالب تغییر و تبدّلاتی پیدا میشود. با آن قضیه ارتداد و کذا و قتل و اعدام و مسائل دیگری که و احکام دیگری که بر آن مترتّب است. این مسائل همه فرق دارد. این از روی نفهمی یک تبدّل عقیده پیدا کرده و برگشته. این ارتداد نمیگویند ولی دیگر کار گذشته بود و دیگر این شخص رفته بود و عیال هم گرفته بود و دیگر بچههایش دیگر اینطور شده بود. اینها چیست اینها همه به خاطر دور بودن از آن حقیقت و مغزای دین است. به خاطر استضعاف است. این شرکی که الان این ورزیده از روی جهالت است از روی استضعاف فکری است دورش را گرفتند احاطهاش کردند نمیتواند از عهده بربیاید. قدرت و قوت علمی ندارد. قوت و قدرت دماغی ندارد. و نمیتواند جواب بدهد نمیتواند پاسخ بدهد آقا ما الان داریم میبینیم دیگر، دیگر چرا راه را دور بریم. جاهای دور، نه آقا جان تو خود ما هم همین است. واقعاً الان ما مسئله استضعاف را با تمام وجود ما احساس میکنیم. استضعاف وقتی که یک نفر بیاید، دو نفر بیاید حسن بیاید، حسین بیاید نقی بیاید رفته شخص فرض کنید، شخص در فلان جا گفته است آقا دلیل بر اینکه مسئله حق است. این است که فلان کس تأیید میکند. خوب طرف هم میگوید عجیب است دیگر فلان کس که تأیید میکند این مطلب را خب این باید رویش فکر کرد. باید رویش چیز کرد. یا اینکه چند نفر این را میگویند. فلان شخص فقط چون یک نفر است این را میگوید. میگوید خب چند نفر است. خب والّا تا به حال شنیدیم. مثل اینکه حق هم کشی منی است. یعنی فرض کنید کیلویی است. باید باسکول بگذارند بروند نمیدانم بروند بایستند این طرف ببینند ترازو. اینها چطور هیچی. آن هم میگوید بله دیگر خب این یکی آن سهتا چهارتا پنجتا دهتا بیستتا، این یک مسئلهای است. درست شد. ولی یک نفر میگوید نه آقا جان دنیا برود. آن طرف برود، تو ببین حق کجاست. اعرف بالحقّ تعرف اهله.
- آيه ٩٨ از سوره ٤: النساء.

