حقیقت حلم و اقسام آن(1)
12امیرالمؤمنین علیهالسلام عجیب واقعاً، واقعاً کلمات آن حضرت از معجزه بگویم، معجزه کجا، جایی که آقای حداد بفرماید هر کلمه ما چهار هزار معجزه به آن نمیرسد. آن وقت ببین کلام علی چقدر بایستی اینجوری ... واقعاً این معجزه نیست که حضرت میفرماید: اعرف با الحقّ تعرف اهله. اوّل برو حق را بشناس، نگاه به شخص نکن. چرا؟ چون تو این شخص را هم نشناختی. تو فقط ظاهر او را دیدی. تو فقط سلام علیکمهای مجتّبانه را مشاهده کردی. اما آنچه که در باطن میگذرد و در این دل چه میگذرد را هم دیدی؟ آیا به او اشراف پیدا کردی. حالا متوجه شدید ما همه این مدرکاتمان همه برای ظاهر است. شما الان دارید مطالب مرا میشنوید خیلی هم قشنگ خوب. ما حرف میزنیم مثل بلبل. بله. هیچ متوجه نیستیم که ساعت چند است. الان ساعت ٢٠/ ٩ دقیقه است. بله. شما زندگی دارید. زن و بچّه دارید. باید بلند شوید بروید. بالاخره آنجا هم کار و زندگی است دیگر. عرض کنم دعا، دعای نیمه شب و عرض میشود گریه سحری، نه آن وقت نشستیم با خیال راحت هی میگوییم قصه میگوییم و حکایت و اینها. شما هم گوش میدهید و میگویید چه آقای خوبی است. اولا عمامه دارد. معمّم است به لباس رسول اللَه. درست شد. (آقا محمد میخنده). بعد هم منتسب به مرحوم آقاست. پسر آقاست. مگر پسر آقا بودن فخر و شرافت است. برای خود انسان است. مگر ارزش است. البته ما قابلیت بر این مسئله را نداریم. اما نه اینکه این موجب یک حسنی در درون ما باشد. مگر پسر امام علیهالسلام جعفر کذّاب درنیامد. مگر پسر امام علیهالسلام نفی امامت امام رضا نکرد. مگر نکردند. آن که پسر امام بود. خدا نیاورد آن روزی را که ما چیز باشیم. در عین حال چیست؟ مسئله به خدا مربوط است. اما شما چی؟ شما نگاه میکنید میبینید یک آقایی نشسته است، عمامهای دارد، دارد از مفاتیح هم میخواند، دعای ابوحمزه هم دارد ترجمه میکند. به آقا هم منسوب است. پس دیگر کارش تمام است. ولی نه آقا جان، این نیست. شما به این حرف من باید با معیار حق نگاه کنید.

