حقیقت حلم و اقسام آن(1)
13اگر یک روز خود من تخطّی کردم. جلوی من را بگیرید. آقای فلانی این حرفی که شما میزنید با معیار حق تطبیق نمیکند. با ملاک حق تطبیق نمیکند. با آن چیزهایی که ما فهمیدیم و ادراک کردیم تطبیق نمیکند. چه اشکال دارد؟ چه اشکال دارد ما اینطور باشیم؟ چه اشکال دارد که ما یک تغییری در خودمان بدهیم؟ چه اشکال دارد که از این مطابعت کورکورانه یک قدری فاصله بگیریم؟ چه اشکالی دارد؟ یک وقتی حق مجسّمه مثل امیرالمؤمنین علیهالسلام، مثل ابوالفضل العباس علیهالسلام، مثل حضرت علی اکبر علیهالسلام. آنها از ائمه، این هم از .... خب این مجسّمه دیگر. آنجا دیگر تمام است مسئله. فکر کردن آنجا راه ندارد اصلًا. یک وقت نه، مسئله محل شبهات، شرب خمر، شرب خمر است. چه برای غیر، چه برای پسر آقا فرقی نمیکند. حرام، حرام است. التفات کردید. بعضیها میگفتند ما در این مسائل دخالت نمیکنیم. اینها مسائلی است که به خود آنها واگذار میکنیم. خیلی اشتباه گفتند. چرا؟ چون این مسائل، مسائل شخصی نبوده که شما دخالت بکنید یا نکنید. مسئله، مسئله مکتب و عقیده است. یک وقت مسئله، مسئله شخصی است. دعوی شخصی خانوادگی است. بابا نه این طرف را داریم. نه آن طرف را داریم. هر دو طرف را داریم. اینها را باید صلح بدهیم. چه کنیم. مسئله تمام شود. حل شود. اصلًا یک مسئله خانوادگی است. این مسئله مکتب است. تو غلط میکنی اصلًا کناره بگیری. پدرتو خدا درمیآورد. مسئله اختلاف، اختلاف شخصی و خانوادگی نیست. اختلاف، اختلاف مکتب است. تو که میگوئی کناره میگیرم. یعنی این، تو داری از حق کناره میگیری. بگو ببینم اگر زمان آقا هم یک چنین قضیهای اتفاق میافتاد همینطور بودی؟ حالا فهمیدی زمان آقا هم مجاز بود. آنجا هم مجاز بود. آنجا هم آقا را با همان ریش و عمامه بزرگ و عصا میدیدی و الّا حرف آقا چیست؟ حرف آقا زنده است. خود آقا میرود در خاک. خود آقا هم میرود در قبر. درست شد. آقا که میرود در قبر و بدنش هم میپوسد و خاک میشود. همه آن از بین میرود. آن حرف و مکتب آقا مهمّ است. چرا از مکتب آقا نیامدی دفاع کنی؟ تو که حق را دیدی. چرا نیامدی؟ حالا چه من قائلش باشم. چه زیدبن ارغم باشد. چه فرقی میکند؟ چه فرقی میکند. پس اینکه ما به اینها کاری نداریم. اینها کارشان مربوط به خودشان است. این چیست؟ عین باطل است. صددرصد. بلند شو بیا قشنگ وسط. چه میشود. چطور میشود؟ زندگیات از بین میرود؟ برود کار و کسب را از دست میدهی؟ بده. از دست میدهی از دست بده. نمیدهی، باشد نده. نمیخواهی عیب ندارد. ولی این نیست شخص من در اینجا مطرح نیست. آن صحبتی که میشود، آن حرفی که میشود آن باید باشد. حالا بدش میآید، پسر آقا بدش بیاید. پسر آقا بدش بیاید. چه فرقی میکند. پسر آقا آن همان خون و همان گلبول و پلاسما که بقیه دارند. خب این هم دارد. خب آن فرض کن سر و قد و قیافه و دست و پا همه دارند. این هم دارد.

