حقیقت حلم و اقسام آن(1)
15حتی خدا نسبت به فرعونش که در مقابل او ادّعای الوهّیت هم میکند یک همچین چیزی را ندارد، نسبت به فرعون هم خدا میگوید بروید. خدا میگوید بروید بروید با او حرف بزنید. از روی نفهمی حالا آمده یک چیزی گفته. گفته من خدای من شما هستم. آن اصلًا چه میفهمد. خدا چه کسی است؟ حالا آمده گفته فرعون نمیداند ها. اما ماها میدانیم. متوجهاید منظورمان از ماها کیست؟ آن درس خواندههایی که آنها آمدند و در قبال حق ایستادند و به هیچ بیانی تنازل نکردند. آنها، آنها مسئلهشان مسئله مشکل است بله خیلی قضایا منحت است. خیلی مشکل است. خیلی عجیب است. آن دو سه سال به فوت مرحوم آقا، ایشان یک نواری دارند بله، در آن نوار بله، ایشان شرح میدهند که چرا حوزه علمیه به این نحو درآمده و حوزه علمیه نجف و ایشان میفرمودند آن کسانی که آمدند و در مقابل امیرالمؤمنین ایستادند و با همان حربه امیرالمؤمنین آمدند با امیرالمؤمنین به جنگ پرداختند. با همین چیز با همین چی با همین فقه و اصول، با همین اصطلاحات، با همین فرمولها با همینها آمدند به جنگ کی؟ به جنگ امیرالمؤمنین. آن کسی که میآید و میگوید که انسان باید برخلاف رضای الهی در صورتی که مصلحت اقتضا میکند، عمل کند. آن کسی است که در مقابل امیرالمؤمنین ایستاده است. آن کسی است که در مقابل ولایت ایستاده است آن کسی که میآید آسید حسن مسقطی را از نجف به چه جرم؟ به جرم گفتن توحید بیرون میکند. آن کسی است که در مقابل امیرالمؤمنین ایستاده است. آسید حسن مسقطی چه کسی بود؟ آسید حسن مسقطی به چه دعوت میکرد؟ به دنیا دعوت میکرد؟ به مال و منال دنیا دعوت میکرد؟ به چه دعوت میکرد؟ به خدا دعوت میکرد به امام دعوت میکرد. به ولایت دعوت میکرد. مردم بیایید به سمت خدا بروید. مردم بیایید دست از این دروغ بردارید. تهمت بردارید. این تهذّب و رفیق بازی و باندبازی و مجلس درست کردن بردارید. بیایید همه یکی بشوید.

