اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حلم و اقسام آن(1)

14361
سال 1421
نسخه عربی

حقیقت حلم و اقسام آن(1)

16
  • این مرجعیت و آن مرجعیت را کنار بگذارید. همه یک کاسه بشوید. این حرف‌ها را ایشان درمی‌آمد می‌زد. عجب نمی‌شود این حرف‌ها زده بشود. این همه ما درس خوانده‌ایم. حالا بیاییم فرض کنید تخت شهریه‌مان را یکی کنیم. با آن تخت دیگر. تخت و نمی‌دانم جانماز. هان! پس آیت اللَه به چه درد می‌خورد؟ این همه ما درس خوانده‌ایم. زحمت کشیده‌ایم. رسائل سال‌ها درس داده‌ایم. مکاسب درس داده‌ایم. کفایه آمدیم، بالا. حالا شده‌ایم مرجع تقلید که بیایند بگویند آقا وجوهاتت را فرض کنید بریزید به حساب، همه بروند از آن‌جا بگیرند. نه اسمی هست از تو، نه رسمی از تو. امکان ندارد آقا نمی‌شود. این‌ها کسانی هستند در مقابل امیرالمؤمنین می‌آیند می‌ایستند. این‌ها کسانی هستند که در مقابل امام زمان می‌آیند می‌ایستند. این طرره قضیه خب این چیست؟ این‌ها حساب حالا پس می‌دهند. این حلم خدا مشمول ماها خواهد شدها! ما ها، ما که این وضع را داریم. صبر کن، صبر کن، واشّد المعاقبین فی موضع النّکال و النّقمه در دعای افتتاح می‌خوانیم اشّد المعاقبین در جای نکال و نقمت که باشد خدا اشّده اشّد که أفعل تفضیل یعنی از او دیگر، بالاتر اشّد المعاقبین.

  •  

  • شروع قسمت‌B

  • خطاب به مشرکین نداردها. همین ها که گاو می‌پرستند. گوسفندی می‌پرستند. نه این نیست. خطاب به شرک نفس است. آن کسانی که مقابل پروردگار می‌آیند و می‌ایستند و عنادا و جهادا و جهورا این‌ها می‌آیند و در قبال حق موضع می‌گیرند و با دیدن حق سر تعظیم و کرنش فرو نمی‌آورند. مربوط به این‌ها، و الّا نسبت به فرعون هم خدا چه است؟ خدا رحیم است خودش نخواست. خودش نخواست کی! آن وقتی که موسی آمد و دید. آن موقع دیگر شمارش معکوس دیگر شروع شد. موسی آمد اژدها .... فهمید دیگر این قضیه، قضیه سحر نیست. فهمید این مسئله دیگر حقّ است، همه سحره را جمع کرد. همه سحره آمدند. سحره نه صاف بودند پاک بودند. آمدند دیدند این مسئله نیست. متخصّص بودند دیگر. خبراء بودند. یک قضیه فصیح بودند. دیدند این مسئله با سحر جور درنمی‌آید. آمدند تسلیم شدند. آن هم درآمد، خب تو هم تسلیم شو. من را که تمام حربه‌ات این سحره بود. هرچه داشتی آوردی. خودت هم که ید و بیضاء نداری. خودت هم بیا، بسم اللَه. خودت که نداری این سحره بیچاره را این را گرفته بودی به کمک. این سحره که این‌جا تسلیم شده‌اند. خب تو چرا تسلیم نمی‌شوی. این‌جا چی شد. این‌جا آن شرک آمد جلو.1 این‌جا بود. نه قبل از این این‌جا دید. نه حق برایش روشن شد. ایستاد. ایستاد.2 قبل از این‌که من به شما اجازه بدهم چرا رفتید. إ گفتن إه تا حالا ما مخلص و نوکر تو بودیم. الان دیگر مخلص این هستیم. تا حالا هرچه می‌گفتی قبول کردیم. اما الان‌ دیگر حق برای ما روشن شده است. دیگر نیاز به اذن نداریم. تو خودت هم باید بیایی. گفت نه. وقتی دید انکار کرد. انکار کرد. شرک ورزید. من شما را به شاخه‌های نخل، به صلیب می‌بندم. گفت حالا هر کاری می‌خواهی بکن. ما که دیگر امنّا بربّنا. ما که دیگر ایمان آوردیم. تو حالا بیا ما را دار بزن. بکش. هر کاری می‌خواهی بکن. این‌جا شمارش معکوس فرعون از این‌جا به بعد شروع شد.

    1. آيه ٤٨ از سوره ٤: النساء.
    2. آيه ٤٩ از سوره ٢٦: الشعراء.