اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حلم و اقسام آن(1)

14361
سال 1421
نسخه عربی

حقیقت حلم و اقسام آن(1)

17
  • حتی نسبت به ... یک روایت عجیبی آقا این الان به نظرم آمد. خیلی وقت پیش نمی‌دانم شنیدید که وقتی که قضیه حضرت ابراهیم با نمرود و این‌ها پیش آمد و این‌ها، نمرود گفت من بروم بالا ببینم آن خدایی که آن بالا هست بروم آن خدا را یک چیز کنم. آیه چیست؟ آیه قرآن" لعلّی ابلغ الاسباب اسباب السّموات والارض"1 من یک نردبانی برایم بسازید من بروم آن بالا، با تیر بزنم. آن خدایی که آن بالاست. من دیگر از شر آن خدای ابراهیم راحت شویم. خب حالا خب. تصورش ... وقتی که آمد تیر زد روایت داریم که خدا به ملائکه‌اش گفت یک ماهی بیاورید بالا نگه دارید، که تیر که می‌خورد این بنده من، خائب و خاسر نشود. این تیر بخورد به آن و این خونی که می‌ریزد تصور کند آن خدا را با تیر زده. یعنی این‌قدر عجیب است! این روایت را من دیدم منتهی الان به نظرم نمی‌آید. خب رفقا ببینند تفّحص کنند یعنی حتی نسبت به نمرود هم مطلب این طور است. که می‌گوید که خدا می‌گوید من دلم نمی‌آید این بنده من که حالا آمده این‌جا آمده مثلًا ما را با تخیل ما را با تیر بزند. می‌گوید حالا تیر ما رفت. کجا رفت دیگر. اقلًا بخورد به یک چیزی تصور کند که حالا خب زدیم او را. ولی مسئله چیست؟ خب آن‌که نگاه نمی‌کند که حالا تیر زدی یا فرعون آمده گفته است"2 بگویند بابا، هرچه می‌خواهید بگویید، باشد. دارید وقتتان را تلف می‌کنید. عمرتان را دارید ... به جای أنا ربکم الأعلی. بگو الهی مثل پیغمبر باش. کفی بی فخرا ان اکون لک عبدا. چرا این را نمی‌گویی. بیا این را بگو. " کفی بی عزّا ان تکون لی و کفی بی فخرا ان اکون لک عبدا" به جای انا ربکم الاعلی. بیا حرف پیغمبر را بزن. عزّت همین برای من بس است که تو ربّ منی و فخر برای من این است که من بنده تو هستم. خب حرف را عوض کن. کاری ندارد آن را بردار جایش را عوض کن. عبودیت را با ربوبیت جایش را عوض کن. آن وقت ببین چه گیرت می‌آید. اشاره می‌کنی ماه را دو نصف می‌کنی. اشاره می‌کنی خورشید برمی‌گردد. حرف جایش چه شد. عوض شد. می‌گویی نه. نخیر ما سر حرف‌مان ایستادیم. خب بایست. آنقدر بایست تا جانت درآید. (ادامه صوت) بالاخره یک روزی باید دیگر موقع رفتنش است. (تا این‌جا جا افتادگی نوار داشت) آن موقع مشخص می‌شود که بالاخره خوب بود. انسان یک‌ قدری تجدید نظر می‌کرد. یک خورده‌ای یک کمکی در اعتقادات و در مبانی خودش چه می‌کرد؟ تجدید نظر می‌کرد. خب. دیگر

    1. .
    2. آيه ٢٤ از سوره ٧٩: النازعات.