حقیقت حلم و اقسام آن(1)
5پس منظور حضرت سجّاد چیست در اینجا؟ که میفرماید: الحمدلله، الحمدلله الذی یحلم عنّی، حمد و ستایش و سپاس مخصوص خدایی است که نسبت به گناهان من به دیده اغماض مینگرد. این چه حلمی است؟ آیه شریفه دارد که: (إِنَّ اللَه لا يغْفِرُ أَنْ يشْرَك بِهِ وَ يغْفِرُ ما دُونَ ذلِك) خدا از شرک نمیگذرد از این یک قلم جنس نمیگذرد، زیاد دارد خدا جنس، خیلی، آدمهای عدیده، انسانهای متفاوت، خوب، بد، مراتب، مراتب مختلفه، همه، ولی یک قلم جنس هست که آن یک قلم جنس را خدا در حیطه الوهیت و در حیطه ربوبیت خودش راه نمیدهد. و آن چیست؟ آن شرک است. شرک یعنی: در مقابل خدا قد علم کردن، در قبال پروردگار ایستادن، در قبال خدای متعال إظهار وجود و إبراز وجود کردن، خدا این را نمیگذرد، از این مسئله نمیگذرد. چرا خدا نمیگذرد؟ چرا خدای تعالی فرمود: (إِنَّ اللَه لا يغْفِرُ أَنْ يشْرَك بِهِ وَ يغْفِرُ ما دُونَ ذلِك) یعنی گناه، انسان گناه بکند نمیگویم گناه کنیم ها! نه حیف است، حیف است انسان گناه کند و بعد توبه کند. ولی اگر گناه کردیم، مأیوس نباشیم، این است.
به آقای حداد عرض کردم رضوان اللَه علیه آقا ما خیلی گناه کردیم، ما آن موقع ١٧ سالمان بود. ١٦ سالمان بود. آقای حداد فرمودند: گناه چیست آقا؟ بگو خطا، بگو خطا کردیم. گناه چیست؟ سالک که گناه نمیکند. ایشان فرمودند ها! من از خودم نمیگویم. سالک که گناه نمیکند. خطا، لغزش، بله ایشان فرمودند: خطا، زلّات بله، این چیزها، خب، حالا ما هرچه فکر کنیم میبینیم خب اینکه خدای متعال فرموده است که: (إِنَّ اللَه لا يغْفِرُ أَنْ يشْرَك بِهِ وَ يغْفِرُ ما دُونَ ذلِك) مادون شرک چیست؟ خب گناهان معروفند دیگر. محرمات معروف هستند. شرب خمر است و فرض کنید که نمیدانم، دزدی است و فرض کنید که قمار است و عرض میشود که محرماتی که خب داریم دیگر ترک صلاة است و ترک صوم است و خب اینها همه مشمول این آیه هستند دیگر. چون در اینجا که شرک ورزیده نشده، همه اینها مشمول چه هستند؟ این آیه هستند. عجیب اینجاست آقا یک آیه داریم من همین داشتم میخواندم الان (إنه کتب ربکم على نفسه الرحمة) این خیلی آیه عجیبیه! خیلی آیه عجیبیه! کتَبَ نوشته. نه اینکه خدا گفته، إنَّ اللَه قالَ فرض کنید هُوَ رَحمنُ وَ هُوَ رَحیمُ وَ هُوَ .. نه کتَبَ: «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كتِبَ عَلَيكمُ الصِّيامُ كما كتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكمْ» وقتی که بخواهند تأکید راجع به یک مطلبی را اثبات کنند. با کتب میآورند. کتب یعنی محکم شده. اصلًا معنای لغوی کتب یعنی محکم کرد، ثبت کرد معنای کلمه ثبت، و هیچ چیزی مانند نوشته نیست حتی شما صحبت هم بکنید، صحبت بکنید. آن شخص میگوید نه من اینطور شنیدم. خب چطور اثبات میکنید. حالا باید یک ضبط صوت باشد دیگر. ضبط صوت باید باشد. ضبط صوت هم اگر باشد میگوید حالا من اشتباه شنیدم. زود رد شدی. اما وقتی که بنویسی دیگر جای انکار نیست. ها. بنویس وَ لْيكتُبْ بَينَكمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ باید بنویسد کتابت داشته باشد. کاتب بالعدل یک نویسندهای با عدالت از روی عدل باید بین این دو، شما بنویسد. در چیز، در روایت داریم وقتی حضرت آدم علی نبینا و آله و علیهالسلام همان که ما را از آنجا آورد پایین ها. گفت «من ملک بودم و فردوس برین جایم بود»، این آدم خدا خیرش بدهد، «آدم آورد در این دیر خراب آبادم». دیر، دیر خراب است منتهی به خرابی آباد شده، آدم آورد مرا در اینجا، خب بالاخره او هم دستش درد نکند. اگر نمیآمد که این همه مجملات به تفسیر نمیرسید. این همه عرض میشود که ابهامات این صُوَرِ علمیه عرض میشود که علم پروردگار که صورت عینی پیدا نمیکرد. بالاخره او هم زحمت کشیده بیخود این کار را نکرده دیگر، در یک شعر دیگر میفرماید:

