حقیقت حلم و اقسام آن(1)
9و این یک مسئله عجیبی است ها، این قضیه را انسان خودش میفهمد ها. کسانی که در عرفات هستند و متوجه هستند، این مطلب را احساس میکنند. برای همین است که فرمود: ألحَجُّ عَرَفَة1، کسی که عرفات را درک کند و از دنیا رود این حج را انجام داده دیگر لازم نیست نیابت بگیرید حجی از طرف آن شخص انجام دهد. عرفات حج است خُب این چیه؟ برای همین است آن رحمت پروردگار آن رحمت، رحمتی است که وقتی که بیاید دیگر هیچ چیز را باقی نمیگذارد و اصلًا ... یا درباره زائرین حرم سیدالشهداء علیهالسلام هم همین هست. کسی که حرم امام حسین علیهالسلام را زیارت کند خارج نمیشود از آن حرم مگر اینکه خداوند مانند بچّهای که به دنیا آمده متولد شده، حتی عبارت این است مانند طفلی که بدنیا آمده خداوند تمام گناهان او و تمام خطاهای او را همه را میبخشد. درست شد. خب این هم به خاطر همین که سیدالشهداء علیهالسلام آن رحمت واسعه است دیگر. عَلی کلِّ حالٍ حالا بالاتر از این، این است که شخص دیگری و اشخاص دیگری نقل میکردند، میگفتند بعضی از اوقات ما که نظایر این دستورات را انجام میدادیم، ما بعد نه تنها احساس میکردیم گناه نداریم، بلکه تمام گناهان گذشته را ثواب میدیدیم این خیلی دیگر عجیب است. حالا این میگفت من احساس میکردم گناه ندارم. اصلًا گناه انجام ندادم این نه! این احساس میکرد. البته بطور مجمل نه به طور مفصّل. یک به یک بطور مجمل در زندگیاش همهاش ثواب انجام داده همهاش است چرا؟ چون نفس متبدّل شده است نفس در اینجا متغیر شده است اینها مال چیه؟ مال لایشرَک بِه. چرا گناهانی که در حیطه شرک است از این قائده مثتثنی است و گناهانی که مادون شرک است چرا؟ چون خدای متعال غیور است. و غیرت او غیر را نمیپذیرد. ما هر گناهی که بکنیم فرض کنید که نماز نخواندیم. یک روز حالا. خب این در اینجا کاری که انجام شده در حیطه حکومت و قلمرو و حکومت او انجام شده است نماز نخواندیم مشغول به بازی شدیم نماز نخواندیم، مشغول فرض کنید که، به مطالعه شدیم. نماز نخواندیم مشغول به حرکت و فرض کنید که راه رفتن و فرض کنید تو خیابان شدیم، رفتیم چیزی بگیریم. در حیطه فعل و حیطه حکومت او این عمل انجام گرفته است هرچه بخواهد باشد. امّا اگر انسان بیاید در مقابل پروردگار بایستد و عناد کند. شرک بخواهد بورزد، شرک بخواهد بورزد. یعنی بگوید خدایا تو هر که هستی برای خودت، من هم این کار را انجام نمیدهم. من هم در این قبال تو میایستم. نه اینکه از روی نفهمی، از روی بیچارگی، از روی غفلت، از روی چیز، نه، از روی عناد. میگوید من نمیکنم. فقیر میآید دم در میتواند کمک کند مساعدت کند. میگوید من نمیخواهم انجام بدهم. (قطع صوت تا صفحه آخر صوت قطع و جا افتادگی نوار دارد ظاهراً مطلب صحیح است) هر کسی رازقش هست برود خودش نانش هم بدهد.
- ٢. عوالى اللئالى، ج ٢، ص ٩٣.

