حقیقت حلم واقسام آن (2)
10اولاً اگر جواب خیلی بدیهی که میشود به اینها داد این است که اگر قرار باشد که این مسائل شما درست باشد. و قرآن به همین كیفیت تجربیات، هی بهش اضافه بشود. اگر پیغمبر هزار چهارصد سال عمر میكرد باید قرآن از زمین تا ثریا آن طول صفحاتش باید باشد. كه در هر قضیهای فوری یك آیه بیاید. آخه احمق! مسائل قرآن سنبلیك است. یعنی آنچه را كه بشر به آن نیازمند است. او را خداوند به صورت سنبلیك و به صورت مثال برای تطبیق امور جزئیه بر آن قاعدهی كلی در قرآن آورده. در قضیهی ازدواج آورده در قضیهی ارتباطات آورده در قضیهی رعایت ادب بین انسان و بین امام آورده. در قضیهی تواضع آورده. در مسائل اجتماعی آورده. در مسائل داخلی آورده است. در معاملات.... این مسائلی كه دیگر انسان برای رشدش [به آن نیاز دارد.] حالا یك قضیهای اتفاق افتاده. آن قضیه موجب شده است كه این قاعده كلی بیان بشود. نه اینكه تا روز قیامت هر روز یك قضیه اتفاق بیافتد. یا یك قضیهی جدیدی دوباره یك قاعدهی كلی بیاید. دیگر اینقدر كه ما نمیخواهیم.
فرض كنید یك كلاس كه معلم میآید كلاس دوم، سوم، چهارم، این بچهها هست. خب ٣٠ نفر فرض كنید که در این كلاس هستند. خب همهی بچهها شیطان هستند. این معلم میآید گوش یكی را میگیرد تا آن ٢٩ نفر دیگر حساب كار [دستشان بیاید.] دیگر نمیرود یكی، یكی شروع كند. یكی [یکی] از آن اول كلاس بگیرد [همه را به] صف [کند و گوش همه را بگیرد.] دوباره یك بچه یك شیطانی میكند. یك صدا میكند. مدادش را میاندازد بالا، همین كه گوشش را گرفت دیگر آن بیست و نهتای دیگر میفهمند قضیه از چه قرار است. التفات كردید. نه اینكه در هر مسئلهای هی معلم، بیاید یكی یكی گوش بگیرد. اینکه باید كار و زندگیاش را بگذارد كنار، یك خطكش دستش بگیرد. از اول یك ساعتش را به [گوش گرفتن] بگذارند. مسئله اینطور نیست. به عنوان سنبلیك بیان شده.

