حقیقت حلم واقسام آن (2)
13بیچاره بیا یك خرده به خودت فكر كن شاید من اشتباه كرده باشم. بیا بگو من چكار بكنم؟ چرا گردن این و آن داری میاندازی؟ چرا گردن اطرافیان.....؟ این چه مصیبتی است كه [در] من و شما، بعضی اوقات پیدا میشود؟ هی مسئله را ما گیر این و آن میاندازیم. هیچ وقت نمیآییم به خودمان این مطلب را تلقین كنیم. این مطلب را به خودمان منطبق بكنیم. اطرافیان اینطور میكنند. خدا از اطرافیان نگذرد كه اطرافیان اینجور كردند. آقا پس من و تو این وسط چكارهایم؟ اگر بنده این قدر واقعا بیشعورِ بیعرضهی ضعیفِ ناتوانِ بچه صفت باشم. كه دوتا اطرافیان بیایند من را این طرف و آن طرف بكنند. پا بشوم بروم پی كارم. آقا چرا اینقدر ملت را گرفتار خودم كردم؟ ها؟ واقعاها! هیچ به خودمان فكر كردیم؟ اطرافیان خراب كردند مسئله را. خب خودت چكارهای؟ خوب بنده اینجا چكاره هستم؟ اگر من اینقدر آدم بیعرضهای هستم كه اطرافیان بخواهند خراب بكنند. پس تو اینجا چكارهای؟ با بقیهی مردم من چه فرقی میكنم؟ خب من هم یكی مثل بقیه دیگر. خب این ادعاها چیست كه بیایم انجام بدهم؟ این كارها را برای چی بیایم بكنم؟ بین من و بین بقیه دیگر چه فرقی است؟
اطرافیان میآیند ذهن یكی را خراب میكنند. این مسائل اجتماعی، مسائل شخصی، مسائل داخلی و خانوادگی مگر نیست؟ میروند پشت سر یك زیدی حرف میزنند. پشت آن حرف میزنند. آن دوتا را به هم میاندازند. بعد هم میگویند. خب آقا مصلحتآمیز برو بگو این آن را گفت آن این را گفت قضیه قالش كنده بشود. درست بشود. دروغ مصلحتآمیز برای اینجاست دیگر، خوب میشوند و میروند. اما این مسائل، اینها دیگر مسائل، مسائل شخصی خانوادگی نیست! اطرافیان كه هستند؟ التفات كردید. چرا ما نمیآئیم عیب را به خودمان [بزنیم؟] این قضیه چه گیری دارد؟
اینجاست كه احساس میكنیم خط به خط مطالبی كه مرحوم آقا در روح مجرد گفتهاند جنبهی سنبلیك دارد جنبهی تمثیل دارد برای من و شما. برای تك تك قضایایی كه بر ما اتفاق میافتاد. تك تك مسائلی كه بر ما اتفاق میافتاد این را باید ما لحاظ كنیم. این قضیهای كه الآن در اینجا دارد كه پشت سر من نماز نخواند با وجود اینكه آقای حداد گفتهاند بخوان ما باید یك دفعه خبردار بشویم. گوشمان زنگ بزند برای چه این حرف را آقا اینجا آورده؟. والّا اگر آقا میخواست به قول همین متكلمین كذایی داستان نقل كند روح مجرد صد جلد میشد. طبق هر روز قضایایی كه اتفاق افتاده، صبح بلند شدند آقا آب خوردند بنویس. روز یكشنبه ظهر دوغ خوردند بنویس عصر چای خوردند.... اینكه نشد كه! قضایایی كه برای چه؟ برای ارتباط ما با سلوك ما و برای كیفیت تعامل ما با محیط و با مسائل داخلی و شخصی و اجتماعی و سلوكی اینها مفید است. اینها را مرحوم آقا آوردند در این كتاب نوشتند و واقعا من خودم یك روز به ایشان میگفتم آقا من فكر میكنم اسم این كتاب را بگذارید آئین نامۀ سلوك، خیلی اسم خوبی است ایشان خندیدند. آئین نامۀ سلوك، واقعا این روح مجرد را انسان بخواند و بر خودش تطبیق كند. تا كجا با این كتاب همراه است؟ تا كجا با این كتاب جلو آمده، تا كجا؟ همهی كتابهای مرحوم آقا نه اینكه حالا این [منحصر به همین کتاب ایشان باشد.] منتهی خب این دیگر ارتباط خودشان را با استادشان طبعا بیان میكند. تا كجا با این كتاب همراهی كرده؟

