اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حلم واقسام آن (2)

14276
سال 1421
نسخه عربی

حقیقت حلم واقسام آن (2)

14
  • این مطلب واقعاً عجیب است كه این حلم، حلمی كه خدا الآن دارد انجام می‌دهد نكند آن حلمی باشد مثل حلم اولیاء كه اصلا از ریشه بردارد. آن حلمی است كه در عین این كه از ریشه برمی‌دارد این شخص هم متوجه نمی‌شود، می‌اندازد گردن اطرافیان اگر گردن خودش بیاندازد بالاخره اینقدر داد و بیداد می‌كند بالاخره یك روزی راهش می‌دهند. اینقدر ول نمی‌كند مسئله را، این طرف می‌رود آن طرف می‌آید، نمی‌دانم خلاصه. چون می‌فهمد تقصیر خودش است. این را می‌فهمد.

  • یكی از افرادی كه در زمان مرحوم آقا، در زمان سابق، این راجع به مسئلۀ انقلاب به آقا اعتراضاتی داشت. خب علی كل حال، مرحوم آقا ـ رضوان ‌اللَه علیه ـ همان‌طوری كه در این كتاب وظیفه‌ی فرد مسلمان‌شان سیر ورود و خروجشان را از مسائل انقلابی و از مطالبی كه در حول و حوش این قضیه دور می‌زد بیان كرده‌اند. همان‌طوری كه خودشان گفته‌اند، اصلا ایشان مؤسس این انقلاب هستند، من آن موقع یادم است كه ایشان آمدند پیش آقای خمینی و ایشان، آقای خمینی را تحریك كردند بر اینكه آقا خلاصه مسائل را پیگیری كنیم و چه كنیم و فلان و این حرف‌ها و خب مطالبی هست كه هنوز نگفته است. ان‌شاءاللَه بعدها اگر خدا توفیق بدهد. آن مطالب نگفتۀ انقلاب شاید از بعضی از منابع‌اش، بتواند خلاصه در دسترس قرار بگیرد علی كل حال. و بعد علی كل حال جریانی پیش آمد و همان‌طوری كه من هم در آن زندگی نامۀ بسیار مختصر دومی كه نوشته‌ام، در آنجا گفتم بواسطۀ عللی دیگر همكاری بین ایشان و بین آقای خمینی استمرار پیدا نكرد، آن علل خب بماند.

  • یكی از این افراد در همین مسائل انقلاب به آقا اعتراض می‌کرد آقا چرا شما نمی‌آیی؟ چرا در این تظاهرات نمی‌آئید؟ چرا [اقدام] نمی‌كنید؟ پس آخر كی؟ این احكام برای چه وقتی است؟ اگر الآن نباشه پس برای کی هست؟ این احکام برای چه زمانی آمده؟ الان دیگه مثلاً مگر اون زمان نیست؟ از این مسائل و هی ایشان او را نصیحت می‌كردند. صحبت می‌كردند، چه می‌كردند. چه می‌كردند، مطالب را به ایشان گوشزد می‌كردند. ما خودمان در بطن بودیم. ما خودمان..... اما بالاخره هر چیزی یك حسابی دارد. هر چیزی یك كتابی دارد. و خلاصه مسئله بر این قضیه دور می‌زد كه ما نمی‌توانیم از آن بینش و بصیرتی كه نسبت به امر داریم. قدمی جلوتر بگذاریم. مسئول هستیم. حالا شما هر كاری می‌خواهید بكنید، انجام بدهید. خودت می‌دانی. حتی یك مرتبه تعبیری آوردند از این شخص، به عنوان این كه تو مانند سیب كرمو شدی. و دیگر فایده‌ای ندارد. تو را خرابت كرده.