اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حلم واقسام آن (2)

14276
سال 1421
نسخه عربی

حقیقت حلم واقسام آن (2)

15
  • همین آقا وقتی انقلاب شد شروع كرد بر علیه آقای خمینی صحبت كردند. در مجالس، این طرف می‌رفت، آن طرف می‌رفت اهانت می‌كرد. ناسزا می‌گفت. غیبت می‌كرد. خود من چند بار به ایشان پرخاش كردم. الان آقای خمینی حاكم اسلام است. ناسزاگویی حرام است نسبت به این شخص. سب كردن ایشان حرام است شرعا. انتقاد از ایشان نه انتقاد كلی، انتقادی كه موجب تخریب بشود و سست بشود شرعا حرام است. نه! شما اشتباه می‌كنید چیزهایی را ما می‌بینیم كه شما نمی‌بینید. عجب! تو كه همانی بودی كه قبلش [به] ما می‌گفتی از زیر كرسی بلند شو بیا بیرون، بروید در خیابان‌ها زیر تفنگ، حالا خودش هم نمی‌رفت ها، تفنگ چیست من جلوی تانك هم رفتم كه داشت تیر می‌زد. خود بنده، عین خیالمان نبود گفتند آقا دارد تیر می‌زند. گفتم [اگر] قرار است بخورد می‌خورد، نخورد نمی‌خورد. بالاخره به زور ما را كردند در كوچه، اما همین آقا نمی‌رفت همین كه حرف می‌زد خودش نمی‌رفت. التفات كردید، حال چه شد؟ حالا شما دارید برعلیه ایشان حرف می‌زنی؟ یعنی چه؟ هر چیزی حساب دارد. ایشان مرجع تقلید است. ایشان حاكم است. حاكم حكومت است. این حكومت محترم است، حفظ این حكومت محترم است. شرعا واجب است. این مسائل، مبانی ما را تشكیل می‌دهد. خیال نكنید این مسائل از روی بعضی از [مصالح است]، واقعا مبانی‌ ما را این حرف‌ها تشكیل می‌دهد.

  • شیخ عطار خودش شمشیر دست گرفت و به جنگ مغول‌ها رفت. از توی اون كوچه كه آمد بیرون، یك مغول از پشت آمد زد به شیخ عطار، همین عطار در نیشابور، از اولیاء خدا، از موحدین بود. از موحدین درجه‌ی یك شیخ عطار است دیگر، این حرف‌ها چیست می‌زنند؟ كنار باشد. گوشه‌گیر باشد. وظیفه را انسان بایستی كه تشخیص دهد. طبق وظیفه عمل كند. در هر زمانی یك جور، ما طبق تشخیص خودمان عمل می‌كنیم. نه افراط و نه تفریط و بر همین هم مكلّفیم و مسئول هستیم. و در روز قیامت نمی‌گوید خدا، چرا از مشتی حسن و مشتی حسین و زید و عمرو و اینها تقلید نكردی؟ این حرف را نمی‌زند. می‌گوید چرا برخلاف فكر و برخلاف عقیده‌ات عمل كردی؟ از این سؤال می‌كند. چرا بر طبق تشخیصت عمل نكردی؟ این را هم از من می‌پرسد. و هم از شما می‌پرسد و هم از سایرین می‌پرسد. چرا برخلاف یقینت عمل كردی؟ چرا مقدماتی كه به یك یقین صحیح برسد آن مقدمات را نپیمودی و از مسائلی كه راه را برای تو روشن كند غفلت ورزیدی؟ چرا؟ این شرایط مهم است. والّا اگر انسان به یك یقین برسد. هر كسی كه بگه خلاف بكن لازم نیست كه انسان گوش بدهد. نباید گوش بدهد گوش بدهد گوش مالی می‌خورد به یقین برسد، یقین.