حقیقت حلم واقسام آن (2)
16همین آقا شروع كرد. هرچه مرحوم آقا به ایشان تذكر دادند، آقا این حرفها چیست میزنی؟ نه! چرا آخه این حرفها را میزنی؟ میآمدند به مرحوم آقا میگفتند كه آقا نمیدانم ایشان چیز است و فلان است این حرفها را میزدند ایشان شاگرد شماست. آیا این مطالب، مطالب [شماست؟] ـ این اثرات تخریب اجتماعی همین است دیگه ـ آقا این حرفهایی كه ایشان دارد میزند نظر شما را دارد میگوید؟ آقا نعوذ باللَه العیاذ باللَه، این مسائل چیست؟ دوباره در یك مجلس دیگر، فلان. چند بار ایشان صحبت كردند. پیغام دادند دیدند نه، چرا؟ چون آقا فرموده بودند سیب كرمو شده. استقرار دیگر ندارد. این تزلزل دارد. امروز یك جور، فردا یك جور، امروز یك جور، فردا یك جور، هی میرود، هی برمیگردد، هی میرود، هی برمیگردد. هی این طرف، هی آن طرف. استقرار ندارد. نتیجهاش چه شد؟ نتیجهاش این شد كه ـ این حلم از آن حلم قسم دومی است. كه امشب دیگر نمیرسیم اگر خدا توفیق بدهد برای بعد. ـ آمدند ایشان را یك تنبیهی كردند. نظیر همان تنبیهی كه آقای حداد آن بنده خدا را كردند.
یك اربعین از شركت در جلسات ایشان را محروم كردند. خب، جناب آقا! شما كه این آقا را ولی میدانید؟ بله. شما كه این آقا را نظرش را صائب میدانی؟ بله. شما كه به این آقا تن دادی؟ شما كه به این آقا تسلیم شدی؟ شما كه به این آقا....؟ چه؟ شروع كرد، صحبت كردند! چرا؟ چرا من این جور؟ چرا آن جور؟ فلان كس هم از این حرفها میزند؟ چرا آن مشمول این عقوبت نشده؟ فقط من یكی شدهام؟ این چرا، چراها شروع شد به درآمدن. ها! خب باباجان تو خیلی كار را راحت میتوانستی بكنی. سرت را بیندازی پایین بگویی چشم. خیلی خب، مخلصتان هستیم. یك اربعین میرویم در خانه مینشینیم، اما نه.
این نفس بد اندیش به فرمان شدنی نیست *** این كافر بد كیش مسلمان شدنی نیست 1

