حقیقت حلم واقسام آن (2)
17هی شروع كرد. انقلت، انقلت، اشكال! فلان! به جای اینكه این اربعین برای او منبّه و مذكّر باشد. شد نقمت او، شد گرفتاری و مهلكهی او، شد هلاكت او، بعد از اربعین هم دیگر نیامد در جلسات. نه تنها خود اربعین كه [بعد]، [هم نیامد] نخیر! این مسئله باید روشن شود! چرا من از این وسط انتخاب شدم؟ در حالتی كه دیگران هم هستند و اینها هم مشمول همین مسائل هستند. چرا آقا نسبت به من...؟ آقا دلش نمیخواهد. چكار داری؟ آقا دلش نمیخواهد. به تو چه مربوط است. گفت:«حَفِظتَ شَيءٌ وَ غابَت عَنکَ أشياءٌ» یك چیز یاد گرفتی هزارتا چیز یادت رفته. چرا این طور؟ چرا اون طور؟ كمكم، كمكم، به جایی رسید ایشان گفتند كه خوش آمدی. دیگر، خوش آمد كه خوش آمد. كارش به جای رسید كه من دیگر از ادامهاش شرم دارم.
این چیست ؟ این حلم، حلمی است كه حلم كوبنده، حلمی است كه عاقبت خوشی ندارد. هی صبر میكند. هی صبر میكند. هی صبر میكند. مشمول آن آیه:«لِیَزدادوا إثماً»”1 هی گناهش را زیاد میكند. هی وزر و وبالش را بیشتر میكند. تا اینكه چی؟ تا در این وزر و وبال دیگر گیر میكند. دیگر گیر كرد. دیگر نمیتواند دربیاید دیگر، این جایی كه گیر میكند اتوماتیك هم قطع میشود. آن طناب قطع میشود. قضیه، قضیهی استاد و شاگرد، قضیهی سه ضلع یك مثلث میماند. در رأساش چیست؟ خدا قرار دارد. در این طرف استاد در این طرف شاگرد، آن ارتباطش که با خدا قطع شد. این طرف ضلع هم چی؟ قطع میشود. به قول مرحوم آقا میفرمودند مسئلهی ما با شاگردانمان مسئلهاش، مسئلهی اتوماتیك است. چطور وقتی كه یك دستگاهی اتوماتیكوار قطع بشود. نسبت به تمام آن فروعاتی كه دارد كه دیگر جریان بسته میشود. اینطور نیست كه یك جایش باز باشد. یا یك جایش بسته باشد. یا یك جایش اتصال برقرار باشد. نه! وقتی پریز را میزنی این پریز که میزنی اینجا چه؟ اثرش آنجا ظاهر میشود. اصلا نیاز نیست. ایشان میگفتند، من نگاه میكنم به خودم میبینم طرف قطع كرده. یعنی همین كه قطع میكند اینجا چی؟ دیگر وجود ندارد. وقتی وصل میكند اینجا وجود دارد. در اینجا وجود دارد.
- آيه ١٧٨ از سوره٣: آل عمران.

