حقیقت حلم واقسام آن (2)
6خب جناب عمر و ابابكر و اینها هم مجلی دارند اینها مجری دارند طلوع میکنند طلوع میکنند بر کی.؟.بر انهایی که دنبال آنها هستند بر آنهایی كه همان طریقه را پیش گرفتهاند. بر آنهایی كه آن جریان سقیفه را، الان هم دارند ادامه میدهند، آن جریان كتمان حق را الان هم دارند ادامه میدهند. آن جریان أنانیّت و تفرعون را الان هم دارند ادامه میدهند این ادامه دادن یعنی مجلای آن بزرگواران واقع شدن. جناب ابابكر! چه بزرگواری! جناب عمر اوخ اوخ این از اون چیزتره. عثمان که آن چیز عمر و ابوبكر را نداشت. غاصب خلافت بود علی كلّ حال و بریز و بپاش و اون پخش اموال مسلمین برای همان اطرافیان و فلان و این چیزها بود ـ اما هرچه بر سر اسلام آمده از این دوتا آمده. ابابكر و مهمتر از او عمر. این جناب عمر، ضد امیرالمؤمنین ـ هرچه از امیرالمؤمنین شما نور میبینید از اون طرف ظلمت تراكم میكند بالاخره آن هم هنره دیگر ـ مُسیلمۀ كذاب میآمد لب چاه، میگفتند معجزهات چیه؟ میگفت آب دهن میاندازم چاه خشك میشود. میگفتند این معجزه شد؟ گفت معجزه معجزه است. پیغمبر آب دهان میانداخت چاه خشك آب پیدا میكرد، من حالا آب دهان میاندازم آب خشك میشود. اگر میتوانی تو این كار را انجام بده. تو نمیتوانی! معجزه معجزه است فرقی نمیكند.
میگفت من آمدم دیدم عمر ایستاده جلو و آقای حداد ایستادند، دارند [به او اقتدا میکنند]. البته آقای حداد، احمق! به عمر که اقتدا نمیكند. او دارد نماز خودش را میخواند. او الان به جای دیگر توجه دارد. اصلا این را نمیبیند. این شیخ كه این جلو ایستاده اصلا این را نمیبیند. این یك مجسمه میبیند حركت میكند. تو داری عمر میبینی این اصلا نه عمری میبیند نه ابوبكری میبیند نه شیخی میبیند نه آدمی میبیند. این اصلا توجه به توحید و مبدأ دارد و به او دارد اقتدا میكند به او اقتدا میكند. نه به این شیخی كه الان در جلو ایستاده، منتهی چون تو الان به آن ادراك و به آن سعه نرسیدی ظاهر را میبینی و درست هم میبینی نه این كه خلاف است. درست میبینی. ولی اینجا این نكته را باید داشته باشی. تو هر جا بایستی پشت سر آقای حداد ایستادی. وقتی كه در نماز داری اقتدا میكنی تو به او اقتدا نكردی. تو به آقا اقتدا كردی. اون هر جا میخواهد باشد، باشد. چكار دارد؟ اینجاست كه مسئله برای ما خَلط میشود. نصف را میبینیم و میگیریم. نصف دیگر كه مهمتر است رها میكنیم. این طرف كه الان عمر ایستاده درست است این را میگیریم. اما طرف دیگر كه الان عمر را تو میبینی آقای حداد را نمیبینی؟ این شیخ معاند و مغرض را میبینی. اما استادت و ولیات را نمیبینی؟ اینجاست كه برای ما خطر پیدا میشود. همه خطرها اینجاست كه نصفی را آدم میبیند. آن نصف دیگر را بهش توجه نمیكند.

