اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جمع میان حلم و علم

14275
سال 1421
نسخه عربی

جمع میان حلم و علم

9
  • باد در سایه‌ی درختانش‌ *** گسترانیده فرش بوقَلمون.
  • بوقَلمون به حیوانی می‌گویند که شبیه سوسمار است و کوچک‌تر است و در هر جا که می‌رود، رنگ همان جا را به خود می‌گیرد. اگر برود در چمنزار رنگش سبز می‌شود. اگر برود در یک درختی. رنگ پوسته‌ی درخت را پیدا می‌کند خیلی آن ماده‌ی زیر پوستش قابلیت برای تلوّن را دارد. کامپیوتر مغزش خیلی سریع این رنگ‌ها را با هم دیگر ترکیب می‌کند و مطابق با آنچه که چشم او عکس برداشته، آن هم می‌دهد به آن سیستم زیر پوستش. خیلی عجیب است. عجایب خدا.

  • بعضی‌ها این‌طوری‌اند، اینجا می‌روند با شما سلام علیکم، حال شما. پشت سر شما می‌روند شروع می‌کنند آره آقا! اینها فلان، می‌روند آن طرف. امروز یک جور فردا یک جور. امروز به یک قسم، فردا به یک قسم و خدا نیارد این مصیبت را بر ما بخصوص، نسبت به عالم دین اگر بخواهد این‌طور باشد که دیگر کارش تمام است در زمان شاه یک جور بودند وقتی که انقلاب شد یک جور دیگر شدند.

  • یک نفر می‌گفت خودش نقل می‌کرد. می‌گفت وقتی که در همین قم، تظاهرات بود و می‌زدند و می‌کشتند و از همین افراد و اینها، می‌گفت یک شب که خیلی افراد پاسبان و پلیس و اینها حمله می‌کردند و می‌زدند و ظاهراً چند نفر هم تلفات و اینها داشتیم. می‌گفت ما فرار کردیم. وارد شدیم رفتیم در یک کوچه‌ای. در زدیم، یک مرتبه در را وا کردند رفتیم تو. دیگر اصلًا معطل نشدیم. اجازه بگیریم. می‌زدند، دنبال می‌کردند. می‌گفت دیگر وارد شدیم، دیدیم بله یک شخصی نشسته و غذا و اینها و در سر سفره‌اش از انواع اطعمه و اشربه موجود است و ما هم یک گوشه‌ای گفتش که آمدیم نشستیم و شروع کرد بد گفتن. اینها نمی‌فهمند اینها جاهلند، اینها بر علیه شاه قیام کردند. اینها نمی‌فهمند چکار دارند می‌کنند. این هم چه وضعی است. امنیت رفته. شروع کرد از این تظاهرات و مردم و اینها بدگویی کردن و اینها، بعد اوضاع گذشت و روزها و ماه‌ها تغییر کرد و اینها و انقلاب شد و الحمدللّه حکومت اسلامی. دیدیم إِ ایشان شده بر رأس یک کار عجیب. گفت یک روز رفتیم پیشش. گفتیم حاج آقا حالتان چطوره؟ می‌شناختش. یا از آن شب شناخت، یا می‌شناختند و یا اینکه سابقه داشتند، ظاهراً سابقه داشتند. گفت چطورید؟ الحمدللّه در ظلّ حکومت اسلام چه می‌کنیم الحمدللّه. واجب است. هر کس بنشیند حرام است خلاف شرع است، چه است؟ الآن این حکومت امام زمان است. الآن فلان، گفتم حاج آقا آن سفره‌ی ماهی آن شبت یادت می آید که ما فرار کردیم، داشتند با تیر مردم را می‌زدند. گفت پا شو برو بیرون آقا، بلند شو برو، الآن جای این حرف‌ها نیست. ما را از اتاق و دفترش بیرون کرد. این می‌شود چی؟ این می‌شود بوقَلمون صفت. متلوّن.