اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت حلم واقسام آن(4)

14٬291
سال 1421

فقره دعاء: الحمدلله الذي يحلم عنّي حتّي كأنّي لا ذنب لي فربّي أحمد شيء عندي و أحقّ بحمدي. 1 – تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: الحمدلله الذي يحلم عني حتّي كأنِّي لا ذنب لي. 2 عدم تلازم ميان علم و عقل در افراد. 3 – ارتكاب هر گناه سبب زائل شدن مقداري از عقل افراد مي‌شود. 4 – نبوغ بي مانند ابو علي سينا در علوم مختلف و ندامت و پشيماني او در اواخر عمر. 5 – مرحوم علامه طهراني مي‌فرمودند: من فردي را عاقل‌تر از مرحوم حداد نديده‌ام.

حقیقت حلم واقسام آن(4)

توضیحات:

فقره دعاء: الحمدلله الذي يحلم عنّي حتّي كأنّي لا ذنب لي فربّي أحمد شيء عندي و أحقّ بحمدي. 1 – تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: الحمدلله الذي يحلم عني حتّي كأنِّي لا ذنب لي. 2 عدم تلازم ميان علم و عقل در افراد. 3 – ارتكاب هر گناه سبب زائل شدن مقداري از عقل افراد مي‌شود. 4 – نبوغ بي مانند ابو علي سينا در علوم مختلف و ندامت و پشيماني او در اواخر عمر. 5 – مرحوم علامه طهراني مي‌فرمودند: من فردي را عاقل‌تر از مرحوم حداد نديده‌ام.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت حلم واقسام آن(4)

15
  • بره شروع کرد به رفتن، این بدو، او بدو. خلاصه؟ حضرت موسی هم که به این نمی‌رسید. بالاخره آن برای سرپایینی و سربالایی درست شده بود. می‌پرید بالا. می‌پرید پایین و خلاصه، ولی او هم دست برنمی‌داشت. هی می‌رفت. هی دست برنمی‌داشت. نه سنگ بهش زد، نه تیر بهش انداخت. نه‌

  • نمی‌دانم، فحشش داد. نه سب بهش داد. می‌دید این بره، برای آدم کردن من دارد می‌دود. این را می‌فهمید حضرت موسی. هی رفت، هی رفت، هی رفت، اما رفت، با خودش چه می‌گوید با این بره؟ اگر ما بودیم چه کار می‌کردیم؟ آقا می‌رفتیم، ای خدا بگویم چه کارت کند. تو الان اینقدر قیمت داری. بیست هزار تومان، سی هزار تومان. داری به مال من صدمه می‌زنی. داری ضرر می‌زنی. گیرم بیایی، [ببین چه کارت‌] می‌کنم. همانجایی که می‌رسیم فوری چاقو را برمی‌داریم سرش را می‌بریم تا دیگر از این اشتباهات در زندگیش تکرار نکند. که اینقدر دنبال ....، انسان بداند. اما حضرت موسی رفت، بهش رسید. وقتی بره خسته شد، دیگر نتوانست، رسید بهش. حالا زبان حالش چیست؟

  • میگه ای بره تو که از این رمه جدا افتاده‌ای، من برای آن بیست هزار تومان و ده هزار تومان که از کیسه‌ی من رفته دلم نمی‌سوزد. برای خودت دلم می‌سوزد. که الان گیر گرگ می‌افتی. دل سوزی من برای توست. این همه تعبی که خودم را دارم می‌اندازم. برای تکامل توست. این زحمتی که الان دارم به خودم می‌دهم. این زحمت برای اینکه تو به خطر نیفتی. همراه با عصیان تو، من دارم خودم را به تعب می‌اندازم. هی تو داری عصیان می‌کنی. من هی دارم دنبال تو می‌آیم. هی تو داری نافرمانی می‌کنی. من هی دارم همراه با تو می‌آیم. هی تو داری تخلف می‌کنی از جاده. هی من دارم همراه تو می‌آیم. که چی؟ که تو را بگیرم، برگردانم. به سعادتت، به حیاتت، به رستگاریت، به رشدت به کمالت. به بروز استعدادهایت، به فعلیت استعداداتت من دارم برای تو این کار را می‌کنم. تو خیال می‌کنی من دارم به دنبال تو می‌آیم برای اینکه نفعی متوجّه من بشود؟ تو خیال می‌کنی که الان من دارم دنبال تو می‌آیم به خاطر اینکه یک روزی تو دستی از من بگیری؟ تو خیال می‌کنی حالا که من دارم، دنبالت می‌آیم به خاطر اینکه یک روز به درد من بخوری؟ تو خیال می‌کنی من که دارم دنبال تو می‌آیم به خاطر این است که شئونات و حیثیات و مصالح اجتماعی من به واسطه‌ی تو تأمین می‌شود؟ این است مسئله؟ نه جانم. این آمدن من و این حرکت من، اینها تمام، به خاطر این است که تو به تکاملت برسی. ای بنده‌ی خدا.

/ 260