خصوصیات متقین
7حالا این صدق برای چیست؟ این صدق برای گذراندن زندگی است، ارزشی ندارد، تو آنجایی که احساس بکنی، در آنجا اگر یک دروغ بگویی تا آخر عمرت کسی از این دروغ متوجه نمیشود بعد آنجا راست بگویی آن موقع برای چه هست؟ برای خداست. تا آخر عمر کسی متوجه نشود. حالا مردم میبینند آن کسی که دروغ میگوید جلوی چشمش دارد میفهمد طرف دروغ میگوید و میگوید این که هیچ یا اینکه دروغ میگوید میگوید فردا روشن میشود باز میگوید بالاخره قضیه پنهان نمیماند، میرود سؤال میکند از دو تا سهتا نه،
و تا آخر عمرت، این دروغ فاش نشود اینجا راست بگویی این چه هست؟ این ارزش دارد روی این حساب آن عملی که در راستای تقرب به پروردگار قرار بگیرد آن عمل، عملی است که موجب قرب است اگر یاد شریف رفقا باشد در همان شبهای اول، راجع به مراتب عمل و جنبه ملکوتیش و جنبه ناسوتیش یک صحبتهایی داشتیم الان به آنجا میخواهیم برگردیم جنبه ملکوتی وجهه خداست حالا در این راستا، که وجهه پروردگار وجهه خدا باشد، وجهه خداست، حالا در این راستا ممکن است یک شخص کار خطا کند ولی اتجاهش خداست، فکرش تحصیل رضای خداست، فکرش عمل به تکلیفی است که خدا مقرّر کرده و این مسئله، مسئله آسانی نیست ها! مسئلهای است که همه ما کم و بیش شنیدهایم و میدانیم تا وقتی که بخواهیم، این را در زندگی خودمان محقّق کنیم متوجّه میشویم با مسائلی که
عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
این شعر حافظ که میفرماید:
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
آدم میرسد به بعضی از جاها که اگر بخواهد رضای الهی را انجام بدهد ممکن است اصلا زندگیش از هم پاشیده بشود، زندگیات پاشیده میشود، جداً پاشیده میشود و باید بایستد، پاشیده میشود که بشود.
. عشق آسان نمود اول *** ولی افتاد مشکلها.

