خصوصیات سالک رند و زرنگ
8یكی از چیزهایی كه خب واقعا از این نقطه نظر خوب است نقل میكنند در بعضی از همین ممالك خارجی و این حرفها مثل امریكا و اینها، اگر یك كسی در خیابان راه برود و اینها، اصلا نمیآیند نگاهش كنند هر كسی راه خودش را میرود و هر كسی سرش به كار خودش است اگر یك زن چادری هم رفت فرض كنید كه سرش را میاندازند میروند یا فرض كنید كه این با زنش دارد در خیابان راه میرود آنها اعتنا نمیكنند. هر كسی دنبال راه خودش و دنبال مسیر خودش و دنبال ..... حالا نمیخواهم بگویم كه این همهی قضیه است از یك نقطهی نظر درست است حتی فرض كنید كه یك عمل خلافی هم حتی [اگر] انجام میشود مردم بیتوجه میگذرند و اصلا به آن قضیه توجهی ندارند. حالا اگر ما همین را در راه خودمان اعمال كنیم نسبت به كار دیگران اصلا كاری نداشته باشیم هر كسی برای خودش و خدای خودش یك راهی دارد هر كسی روی خیال خودش و روی ربط خودش با خدای خودش و روی تعلق خودش حساب و كتابی دارد.
حالا این مسئله موجب میشود كه آن جنبهی تمركز و آن جنبهی استقرار و آرامشی كه لازمهی سلوك است و بدون او سلوك معنا ندارد آن جهت آرامش از انسان سلب میشود گرفته میشود. افرادی كه تشتت دارند این افراد اصلا نمیتوانند حركت كنند برزخ اینها متلاطم است برزخ اینها مشوش است مثال اینها درهم و برهم ریخته است درهم و برهم است دائما هی صحبت میكنند هی حرف میزنند از این طرف به آن طرف از این شاخه به آن شاخه، نشستند آرامش ندارند، نشستند استقرار ندارند نشستند سكونت ندارند آدم تا پیش اینها مینشیند یكدفعه حال اینها وضع اینها در انسان اثر میگذارد انسان میبیند دارای تلاطم شده دارای تشویش شده دارای اضطراب شده این برای چیست؟ بخاطر این است كه استقرار ندارد آرامش ندارد طمأنینه ندارد.

