خصوصیات سالک رند و زرنگ
11مطلبی كه به نظر میرسد این است كه امام سجاد علیه السلام در لسان دعا دارد نقاط ضعف خلقی انسان را بیان میكند یعنی حضرت سجاد میخواهد این را بفرماید: خدایا یك طرف قضیه تو هستی یك طرف قضیه ما هستیم آن طرف قضیه كه تو هستی رحمت است و عطوفت است و علم است و قدرت است و جلال است و بهاء است و كبریائیت است و عظمت است و نور است و وجود است و تمام كمال و بهاء، همه مال آن طرف قضیه است این طرف قضیه تو هرچه بگویی هست دروغ است و تهمت است و رشوه است و دزدی است و مال مردم بردن است و عصیان كردن است و بطئ در انجام تكالیف است و چه میفرماید حضرت؟ میفرماید كه «والحمد لله الذى اناديه كلما شئت لحاجتى فيقضى لى حاجتى» یا فرض كنید در این جایی كه میفرماید «و الحمدلله الذى اسئله فيعطينى» هر وقت از او بخواهم او به من عطا میكند و «و ان كنت بخيلا حين يستقرضنى» وقتی كه او از من میخواهد «من ذا الذى يقرض اللَه قرضا حسنا» من انجام نمیدهم من بطء میكنم من به تأخیر میاندازم من چه میكنم لازمهی آمدن در دنیا و لازمهی لباس كثرت پوشیدن و لازمهی وارد شدن در عالم كثرات و توغل در اهواء بهیمیه و نفوس اماره و اینها لازمهی این، همین است.
یعنی میگوید خدایا من همین هستم من همین قِسم هستم من همین كیفیت هستم اگر یك وقتی خدا توفیق بدهد كیفیت مقام جمعیت امام عیله السلام را، كه چطور امام علیه السلام در مقام جمعیت قرار دارد در یك طرف قضیه میفرماید هرچه هست ما هستیم «نزلونا عن الربوبيه و قولوا فينا ما شئتم1» ما را خدا ندانید هرچه میخواهید در ما بگویید، بگویید خالق است هستیم بگویید رازق است هستیم فقط خدا نگویید یك وقت این مطلب را میگوید یك وقت فرض كنید كه مثل دعای ابیحمزه، حضرت این را میفرماید. چطور میشود بین این دو مسئله را جمع كرد؟ امام علیه السلام در چه موقعیتی در آن جایگاه قرار دارد و موقعیت او در این جایگاه به چه نحو است؟ در این جا اصلا مسئلهی امامت مدّ نظر امام نیست امامتی كه از ناحیهی او افاضه شده، فقط دارد به جنبهی كثرت و انسانیت و بشریت نگاه میكند میگوید انسان همین است خدایا اگر لطف تو نباشد همین است من رشوه میدهم من دزدی میكنم من غیبت میكنم من تهمت میزنم من مال مردم را میبرم من عصیان میكنم من نماز نمیخوانم من همین هستم این جنبهی چیست؟ این جنبهی بشریت من است آن طرف قضیه چیست؟
- ارشاد القلوب، ج ٢، ص ٤٢٧؛ بحر المعارف، ص ٣٣٩؛ بحار الأنوار، ج ٢٥، ص ٢٧٩ (با مقدارى اختلاف).

