خصوصیات سالک رند و زرنگ
17سالك یعنی این، سالك یعنی دید خودش را از جزئیات ببرد قطع كند حركت سلوك حركت از جزئیت به كلیت است دیگر كه مرحوم آقا میفرمودند، یعنی دیگر به جزئیات نگاه نكند دیگر به این امور موقتی نگاه نكند انسان ماوراء این جزئیات، كلیاتی را ببیند توجهش به آن كلیات باشد و با جزئیات هم سر كند توجهش به آن نقطه باشد بعد با مردم هم تطبیق بدهد خودش را، وفق بدهد. دار مع الناس، مدارا كن با مردم، با مردم مدارا كن با مردم باش هر كسی را در جای خودش قرار بده هر شخصی را در موضع خودش قرار بده ولی هدف چیست؟ هدف كلی است اگر خداود لطفش شامل حال بندهای بشود این مطلب را در او محقق میكند با جریاناتی كه در زندگی پیش میآورد با نوساناتی كه در زندگی پیش میآورد با تغییر و تبدلاتی كه در حیات زندگی و در معیشت و ارتباطات انسان پیش میآورد این معنا را بخواهی نخواهی در كلهی او فرو میكند میفهماند به او كه، ليس فى الدار غيره ديار فقط صاحبخانه یكی است و همه مستأجر هستند در این عالم وجود صاحبخانه یكی است همه مستأجر هستند.
سیدالشهدا علیه السلام در شب عاشورا به حضرت زینب چه فرمود وقتی كه حضرت داشت آن اشعار را میخواند و حضرت [زینب] خیلی مضطرب شد چون مسئله برای حضرت زینب هنوز جا نیفتاده بود كه قضیه جدی است! دیدید؟ تا انسان در آن واقعه قرار نگرفته هنوز جدی نیست. گاهگاهی از امام حسین چیزی میشنید ولی نه! جدی! شب عاشورا قضیه جدّی شد رفتند همه، همه گذاشتند [رفتند.] امام حسین یك خطبهای خواند و گفت آقاجان با شما شوخی نمیكنمها! فردا اگر یك طوری شد تقصیر من نیست، از حالا میگویم هر كسی با من بماند فردا تیغ و تیر و شمشیر است والسلام، فعلا شب است چراغها را خاموش كنید از ما هم خجالت نكشید همه بلند شوید شما را به خیر و ما را به سلامت، هذا الیل قد غشیكم فاتخذوه جملا1، شب بر شما سایه انداخته او را همچون شتری راهوار بیابید و بر او سوار شوید و جانتان را بردارید و از این صحرا بگذارید بروید، یكدفعه آقا چراغها را [روشن] كردند دیدند چند نفری بیشتر نیست! از آن هزار نفر چقدر مانده؟ سی و چند نفر بقیه هم جزو اهل بیت امام حسین بودند دیگر، برادران امام حسین بودند فرزندان امام حسین بودند برادرزادههای امام حسین پسرعموهای امام حسین سی و خوردهای چهل نفر ظاهرا بودند اینها همه رفتند.
- الأمالى (للصدوق)، ص ١٥٦.

