خصوصیات سالک رند و زرنگ
6حالا كسی كه متهاجر به فسق است متهاجر به حلق لحیه است این را همهی مردم دارند میبینند ولی صحبت در این است كه گفتنش چه منفعتی دارد؟ این جا است كه حدود دین و حدود شرع برای هر مرتبهای یك حالت خاص به خودش را میگیرد، برای عوام، میگویند همین قدر غیبت نكن برای خواص و برای سالك میگویند در تجاهر به فسق هم نباید حرف بزنی، اگر بیایی حرف بزنی باختی اگر بیایی حرف بزنی همان جا ایستادی اصلا سالك نباید بیاید نگاه كند ببیند این چه عیبی دارد آن چه عیبی دارد ولو این كه واقعا عیب داشته باشد. میدانید چه میخواهم خدمتتان عرض كنم؟ میخواهم این را عرض كنم كه قبل از این كه فسادی متوجه جوانب انسان بشود اول انسان فاسد شده، كسی كه غیبت میكند اول خودش خراب شده بعد این فساد را منتقل كرده، خراب شد به جهنم این را چه كار میكنی؟ اینی كه این تو خراب شد چه كارش میكنی؟ لذا یكی از دستورات سلوكی این است كه سالك نباید نگاه كند، هی در قضایا كنجكاوی كند آن جا چه شد اینجا چه شد این اصلا دقیقا مخالف سلوك است.
فرض كنید كه من باب مثال دو نفر دارند آن گوشه با هم حرف میزنند ما الان در مجلسی هستیم، نشستیم، دو نفر حرف میزنند نگاه میكنیم ببینیم آنها دارند چه میگویند؟ ما صدای آنها را نمیشنویم ولی ببینیم از حركت دهان ایشان چه فهمیده میشود این یك عمل ضد سلوك است. دو نفر این جا دارند پشت بخاری حرف میزنند به من چه [مربوط] دارند حرف میزنند هرچه میخواهند [حرف] بزنند، من سرم را به آب خوردن و پرتغال پوست كندن و كار خودم گرم كنم، هان؟ دیدهایم دیگر؟ وقتی كه در یك مجلس هستیم یكی میآید با یكی حرف میزند همهی ذهنها متمركز میشود كه اینها دارند چه میگویند؟ این دارد یك حرف خصوصی میزند چرا ما نگاه كنیم؟ سرمان را بیاندازیم پایین مشغول شویم با بغل دستی خودمان صحبت كنیم پرتغال اینجا هست پرتغال پوست بكنیم. این حالی كه انسان توجه میكند این حال، حالِ غلط است این حال حال كمبود است این حال حال خلأ است سالك هی بیشتر باید در خودش برود تا هی از خودش بیرون بیاد و خودش را پخش كند و خودش را در اختیار دیگران قرار بدهد وقتی كه من میخواهم نگاه كنم ببینم كه حالا فرض كنید كه دو نفر همدیگر را صدا كنند كه آقا بیایید این جا، دم پله كاری داریم، این را میبینم آقا رفتند رفتند دارند با هم چه میگویند؟ حالا بعضی وقتها هم یكی دیگر را میفرستد كه برو آن جا بنشین ببین چه میگویند؟

