دعوت به راه خدا بر محوریّت حکمت و موعظۀ حسنه
9یک روز یک بندۀ خدای دیگری که ایشان هم واعظ بود و مرحوم آقا در بعضی از ماههای رمضان در مسجد قائم او را دعوت میکردند1 راجع به کیفیّت نصیحت کردن میگفت:
من در مکّه در حال احرام بودم. یکمرتبه دیدم که از طبقۀ پایین صدای داد و بیداد بلند شده است و معلوم است که جنگ مغلوبه است؛ آنهم بین حاجیهای مُحرِم! گفتم باید بروم و به داد آنها برسم! رفتم و دیدم که یک نفر مانند افراد قدّارهبند، یک حاجی بیچاره را روی زمین خوابانده است و چاقو را هم در دستش گرفته است و مردم هم جمع شدهاند و او هم فحش میدهد؛ آنهم چه فحشهایی! به او گفتم: «میخواهی چهکار کنی؟!» او گفت: «حاجآقا، میخواهم او را آدم کنم!» من گفتم: «آقا، اینطور که تو میخواهی او را آدم کنی، دیگر از او چیزی باقی نمیماند!» او گفت: «به من فلان حرف را زده است، میخواهم او را آدم کنم!» حالا در حال احرام دارد فحش میدهد و میخواهد او را آدم کند! من گفتم: «اوّلاً اگر او یک حرف به تو گفت، تو هزار تا به او پس دادی؛ ثانیاً اینطور که تو با او برخورد میکنی، خیال میکنم دیگر از حاجی چیزی نمیماند که بخواهد نزد [خانوادهاش] برگردد!»
خلاصه بعضیها اینطور امر به معروف و نهی از منکر میکنند! علیٰکلّحال این کار صحیح نیست.
راه خدا راه لینت است، نه راه خشونت! ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَهِ لِنتَ لَهُمۡ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَ﴾.2 یعنی تو به فضل الهی نرم شدی، خوشبیان و خوشخَلق و خوشخُلق شدی! با لینت و آرامش و نرمی با مردم برخورد میکنی، نه با توپ و تشر!
دأب و روش انسانهای بیمنطق و بیدلیل
این رفتارها برای کسی است که برهان ندارد! برای کسی است که چون زورش نمیرسد، به مردم پنبه میدهد و میگوید: «در گوشتان بگذارید تا اینکه وقتی محمّد قرآن میخواند صدای او را نشنوید!»3 این رفتارها برای کسی است که بر سر پیغمبر سرگین خالی میکند!4 چرا؟ چون از عهدۀ آیات قرآن برنمیآید! برای کسی است که بچّهها را میفرستد تا پیغمبر را سنگ بزنند، بهطوریکه از پیشانی و پاهای پیغمبر خون جاری میشود!5 اینها برای افراد بیمنطق و بیدلیل است، آدمی که دلیل داشته باشد دیگر سنگ برنمیدارد! آدمی که منطق داشته باشد دیگر فضولات حیوانات را بر سر پیغمبر خالی نمیکند! واقعاً چه جسارتهایی به پیغمبر کردند! خیلی عجیب است!
- . الآن فوت کرده است، خدا رحمتش کند.
- . سوره آلعمران (3) آیه 159. اسرار ملکوت، ج 1، ص 162:
«و بهواسطۀ بخشش و لطف الهی بود که با مشرکین به نرمی و رفتار نیکو برخورد مینمایی و اگر با درشتی و سختی و دلی سخت و غیر قابل انعطاف برخورد مینمودی، هرآینه از گرداگرد تو پراکنده میشدند و آزرده خاطر از پیش تو میرمیدند (و دیگر نصایح و کلمات معجزآسایت بر دل آنان مؤثّر نمیافتاد).» - . رجوع شود به إعلام الوری، ج 1، ص 136 ـ 138.
- . رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 449؛ أنساب الأشراف، ج 1، ص 125.
- . رجوع شود به مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 1، ص 68.

