دعوت به راه خدا بر محوریّت حکمت و موعظۀ حسنه
16یک روز در اواخر زمان حیات مرحوم آقا خدمت ایشان رفتم و ایشان به من فرمودند: «خب، جناب آقای...، حال شما چطور است؟ شما چه قسمتی از مسائل را بر عهده گرفتهاید؟» من گفتم که قسمت ترجمۀ کتابها را بر عهده گرفتهام. ایشان فرمودند: «آقای...، به کمتر از خودش معاوضه نکنی که ضرر میبینی!»
یعنی این زحماتی که میکشی و این تعبها که تحمّل میکنی و کارهایی که انجام میدهی، اگر خدا فرمود که در قبالش چه چیزی به تو بدهم و در قبال این مسائل از من چه تقاضایی میکنی، بگو به کمتر از خودت به هیچ چیز قانع نمیشوم، و او هم میدهد! برای او که کاری ندارد، برای ما مشکل است؛ ده تومان با صد تومان برای ما فرق میکند، امّا برای او یکی است. برای او صفر، یک، صد، میلیون و یک میلیارد یکی است؛ حالا که اینطور است جای صفرها را عوض میکند! او فقط صفر را عوض میکند، صفری که باید اینطرفِ خط باشد، آنطرفِ خط میگذارد! «یک» میشود: یک میلیون یا یک میلیارد یا صد میلیارد! التفات میفرمایید؟! مرحوم آقا میفرمایند: «وقتی که قرار است که او بدهد چرا به کم تقاضا میکنید؟!» این کم، برای تو کم است؛ و زیاد، برای تو زیاد است؛ امّا برای او کم و زیاد فرقی نمیکند! تو بخواه، اگر نداد بگو خدایا ما خواستیم و تو ندادی! آن موقع تقاضاها را پایینتر میآوریم. اگر نداد، تقاضا را پایین بیاور! البتّه شرایط هم دارد و طبعاً توفیق برای شرایط را هم خدا باید بدهد.
علیٰکلّحال، مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر!1
إنشاءالله در جلسۀ بعد عرض میکنم که باید چه بخواهیم و مطلب هم زیاد است. امام سجّاد میفرماید که مطالب و درخواست و تقاضا زیاد است، همۀ راههای اجابتش هم باز است. البتّه نمیخواهم بگویم که معنای این کلام فقط این است. به حکم و بیانات آقایان عرب، «شُوَیَّ شُوَیَّ» یعنی یواشیواش پیش میرویم تا ببینیم که چقدر میتوانیم خودمان را به مطالب حضرت سجّاد نزدیک کنیم.
- . گلستان سعدی (ایزدپرست)، دیباچه، ص 5:
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر *** ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهایم
- . گلستان سعدی (ایزدپرست)، دیباچه، ص 5:

