دعوت به راه خدا بر محوریّت حکمت و موعظۀ حسنه
5بهشت، ثمرۀ اطاعت و حفظ ارتباط با خدا
در بهشت پارتیبازی نیست، بلکه خداوند بهشت را برای هر کسی که او را مطیع باشد خلق کرده است. در اینجا پسر رسول خدا و نوۀ رسول خدا و پسر فلان امام و پسر ولیّ خدا موردقبول نیست؛ بلکه اطاعت انسان را به بهشت میبرد، هر کس که میخواهد باشد و عصیان و گناه انسان را به جهنّم میبرد، هر کس که میخواهد باشد: «و لو کانَ سیّدًا قرشیًا!»
حضرت این مطالب را برای چه میفرمایند؟! برای اینکه آن ربط و جنبۀ تعلّقی بین انسان و پروردگار همیشه وجود دارد و نیمههای شب و نصف نهار و صبحدم و بین طلوع فجر و هنگام غروب و این حرفها ندارد، بلکه در همۀ اوقات این حالت ارتباط وجود دارد!
پس راه رسیدن به خدا یک راه بیشتر نیست: ﴿ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَ ٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِ﴾.1 میفرماید: ﴿سَبِيلِ رَبِّكَ﴾، نمیفرماید: «سُبُلِ ربّک»! ﴿فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ﴾.2
دعوت به راه خدا با موعظه و حکمت، نه با زور و چماق
با موعظه به راه پروردگارت دعوت کن، نه با چماق و دیلم و تفنگ! نه آقاجان! با موعظه و صحبت و دو دو تا چهار تا دعوت کن. این راه، راه پروردگار است و آیۀ قرآن هم این را میفرماید و امام صادق هم این را به ما یاد داده است. آقاجان، بنشینید و صحبت کنید!
﴿بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِ﴾؛ حکمت یعنی مبانی محکم؛ نه خواب، نه شعر، نهاینکه چون مشهدی حسن دوغفروش این را گفت پس من هم این کار را انجام بدهم! نه، اینها حکمت نیست؛ حکمت یعنی مبنای محکم!
﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا لُقۡمَٰنَ ٱلۡحِكۡمَةَ﴾؛3 یعنی ما مبانی و اعتقادات محکم و غیر قابل نفوذی را به لقمان عطا کردیم، ما مبانی اخلاقی و سلوکی مُتقَن به لقمان دادیم. حکمت یعنی این! به حکیم هم از این نقطهنظر حکیم میگویند که مبانی فکری و سلوکی خودش را براساس برهان قرار میدهد. برهان عبارت است از قضیّه و قیاسی4 که آن قیاس از دو قضیّه یا بیشتر از دو قضیّه مرکّب شده باشد که پایۀ آن قضایا براساس بدیهیّات و ضروریّات است؛5 یعنی دو دو تا چهار تا، نهاینکه دو دو تا چهار تا و نیم یا پنج تا! بر خلاف جدل، مغالطه، خطابه، شعر و امثالذلک که اینها مقدّمات و قیاساتشان فرق میکند.6
- . سوره نحل (16) آیه 125. الله شناسی، ج 3، ص 287:
«(ای پیغمبر،) بخوان بهسوی راه پروردگارت با حکمت و موعظۀ حسنه!» - . سوره فصّلت (41) آیه 34. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 90:
«(تو ای پیغمبر، بدی را با نیکی که طریقۀ بهتر است، از خود دور کن) که در اینصورت همانا کسی که میان تو و او دشمنی است، گویا دوست صمیم و مدافع و پاسدار حمیم تو میگردد.» - . سوره لقمان (31) آیه 12. سرّ الفتوح ناظر بر پرواز روح، ص 41:
«و بهتحقیق که ما به لقمان، حکمت آموختیم.» - . البتّه منظور از قیاس آن موردی نیست که در جلسات قبل از شخصی نقل کردم که میگفت: «این طیّارهای که میرود برای فلان کشور است!»* آیا این برهان است؟! دیگر محکمتر از این نمیشود تصوّر کرد!
*. همین کتاب، ص 320. - . رجوع شود به الجوهر النّضید، ص 199 ـ 202.
- . رجوع شود به الجوهر النّضید، ص 232 ـ 234 و 277 ـ 281 و 299 ـ 301.
- . سوره نحل (16) آیه 125. الله شناسی، ج 3، ص 287:

