
تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
فقره دعاء: اللَهم اني سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – بيان مضمون يكي از نامههاي مرحوم آيت اللَه خميني به مرحوم علامه طهراني. 2 – بيان فرمايش مرحوم علامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني. 3 – در منطق مادّيين و دنيا طلبان هدف وسيله را توجيه ميكند. 4 علّت دعوت عمومی خداوند متعال توسط پیغمبران علیهم السلام ،ربط تکوینی همۀ انسانها با خداوند متعال می باشد. 5 – توضيحي در ارتباط با حقيقت مكتب مرحوم علّامه طهراني.
تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
توضیحات:
فقره دعاء: اللَهم اني سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – بيان مضمون يكي از نامههاي مرحوم آيت اللَه خميني به مرحوم علامه طهراني. 2 – بيان فرمايش مرحوم علامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني. 3 – در منطق مادّيين و دنيا طلبان هدف وسيله را توجيه ميكند. 4 علّت دعوت عمومی خداوند متعال توسط پیغمبران علیهم السلام ،ربط تکوینی همۀ انسانها با خداوند متعال می باشد. 5 – توضيحي در ارتباط با حقيقت مكتب مرحوم علّامه طهراني.
تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
12کوزهگرها یک فوتهای خاصّی دارند یک استاد بود یک استاد گوزهگر بود یک شاگرد داشت این شاگرد این خیلی معروف شد کوزههایش و اینها معروف شد انشاءاللَه خدا قسمت کند همه به شهر و دیار آقا محمد علی بیات، آقای حاج محمد علی که همه رفتیم آنجا، در بهار همدان مزار مرحوم شیخ محمد بهاری است از بزرگان و اولیاء بوده هر وقت رفتید همدان فراموش نکنیدها زیارت آنجا را حتماً بروید هر وقت مرحوم آقا میرفتند همدان به زیارت مزار مرحوم آقا سید محمد بهاری میرفتند از بهار یک قدری میرویم جلوتر یک جایی است به نام لاله جین که این کوزهها و نمیدانم این کاسهها و بشقابها از همانجا میآید نقّاشی میکنند و رنگ میکنند و آنجاها، اگر مشرّف شدید به لالهجین در آنجا از آثار صنع و عرض میشود که ابتکار و حسن سلیقه هم آنجا که خب الحمدلله فراوان است و اینها، کوزههایی داشت آن استاد کوزهگر، خیلی معروف بوده به طراوت و استحکام و به حسن عمل. یک شاگردی بود دستش یک مقداری آمد بالا و بعد دیگر آن علم استقلال برافراشت و خب ندای جدایی برافکند و ما دیگر خلاصه میخواهیم از شما جدا [شویم]، میگوید خب برو حالا که دیگر به تو یاد دادیم دیگر حالا میخواهی ما را بگذاری کنار گفت:" اعْلَمَهُ الرِماید کلّ یومٍ فَلَمْ إشْتَدَّتْ ساعِدُهُ رَمانى"1 یک خورده یاد گرفت و گذاشت رفت.
کوزه درست کرد بعد آمد تق شکست. یکی آمد یک کوزه از او خرید رفت بعد یک هفته گفت: آقا این چه کوزهای است فروختی؟ این هنوز تو خانه نگذاشته خورد به دیوار تق شکست! آن یکی آمد و خلاصه هیچی، پاک آبروی این بیچاره رفت و دم و دستگاهش جمع شد و همه جا معروف شد که فلان ...! آمد پیش استادش گفت: واللَه همین کاری که تو میکنی ما هم میکنیم چرا مال تو اینقدر خوب درآمد؟ گفت: هان! این را نخوانده بودی این کوزهگری یک فوتی دارد من آن فوت را به تو یاد ندادم آن فوت کوزهگری را من برای خودم نگه داشتم. امروز که بیایی ناشزه بشوی از پیش من بخواهی بروی، خلاصه بدون آن فوت .... گفت که نه آقا! توبه کرد و دیگر به او یاد داد و قرار شد که دیگر با هم باشند و دیگر برگشت دیگر، به صفا برگشت به صمیمیت برگشت به خلوص، چقدر واقعاً خلوص خوب است.
- شرح كتاب الأمثال، ج ١، ص ٤٢١:
اعَلِّمُه الرِمايَة كلَّ يومٍ *** فلّما اشتَدَّ ساعدُه رَمانى
- شرح كتاب الأمثال، ج ١، ص ٤٢١:
