تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
3یک روز در خدمت مرحوم آقا میرفتیم به اتّفاق یکی از بستگان و یکی از رفقا، میرفتیم مراجعه به یک دکتری کنیم در آن زمانی که چشم ایشان دچار آن عارضه کذایی شده بود، دِکلْمان شده بود.
آن شخصی که از ارحام است شخص معروفی است. به یک مناسبتی صحبت پیش آمد در همان ماشین، و صحبت به اینجا رسید، مرحوم آقا این مطلب را فرمودند و گفتند: من این مطلب را تا بحال به کسی نگفتم. ایشان میگفتند در آن زمانی که سنه ٤٢ و اینها با آقای خمینی درباره مسائل انقلاب همکاری داشتیم و یک همکاری بسیار وثیق و اکیدی بود من یادم هست آن زمان را، کلاس اوّل بودم که این جریان پیش آمد، سنه ٤٢، ببخشید کلاس دوّم بودم و میدیدم که در نصفههای شب بعضی افراد میآیند در منزل و نامههایی را از آقای خمینی میآورند و ایشان آنها را مطالعه میکنند و بعد یک اصلاحاتی در آنجا ایشان اعمال میکنند و اینها میبرند و بعد به دست ایشان میرساندند، که بعضی از آن افراد هم خیال میکنم هنوز حیات داشته باشند ایشان میگفتند که در یک نامهای که آقای خمینی برای ما دادند در آنجا نوشته بودند که آقای آ سید محمد حسین، شما نمیتوانید این روحانیون و این کسانی که یک عمر برای رسیدن به این مناصب شغلی خودشان که عبارتند از امام جماعت مسجد، مرید و مرید داری و این مسائل هست، شما نمیتوانید اینها را مُلزم کنید و قانع کنید بر اینکه اینها دست از همهی این مسائل بردارند و بیایند جانب حق را بگیرند، گرچه این حق به ضرر منافع دنیای آنها باشد، شما این کار را نخواهید کرد، پس برای اینکه به این مطلب اوّلین مرتبه است که من این مطلب را افشا میکنم برای اینکه شما بتوانید و به مقصود برسید باید راههایی که اینها به آن راهها وابستهاند، آن راهها را بیابید و از آنجا فشار را بر این روحانیت وارد کنید، بروید سراغ بازاریها، بروید از طریق این بازاریها و این افرادی که اینها با آنها در تماس هستند بروید با آنها، وقتی که آنها را با خودتان هم مرام کردید، طبعاً آن روحانی تسلیم میشود. التفات میکنید و حرف ایشان حرف صحیحی بودها. حرف آقای خمینی، این حرف نظیر همین مطلبی است که عیناً خود مرحوم آقا به آقای خمینی گفتند، یعنی البته با کمی اختلاف.

