تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
5شریک الباری میدانید یعنی چه؟ یعنی برای خدا جفتی باشد، اگر ممکن باشد! این محال است. اینکه من خدمتتان میگویم ما دور زدیم و آمدیم داریم میگوییم. همه را دیدیم، همه قسم و همه جور و لهذا شما در تبلیغتان، آقا به آقای خمینی میگوید، شما در تبلیغتان به روحانیت تکیه نکنید، به روحانیت تکیه نکنید و شما نداتان را ندای کلی قرار دهید، ندای اسلام، هر کسی مسلمان است بیاد زیر این پرچم. مرد بیاد زیر این پرچم، زن بیاد زیر این پرچم عالم بیاد زیر این پرچم، جاهل بیاد زیر این پرچم. دکتر بقال و قصاب و بنّا و معمار و مهندس و آهنگر و نجّار و اینها، همه بیایند. تمام افراد، هر کسی مسلمان است. چرا؟
چون اسلام مشترک است. اسلام دیگر عمامه و ریش و عصا ندارد و در قبالش، نه، اسلام عبارت است از اعتقاد، مبانی خاص و التزام به یک سری اعتقادات و یک سری ....، هر کسی بیاید بسم اللَه بیحجاب بیاد زیر این پرچم، بیحجابها بلند شود بیاد، آنهایی که فرض کنید در کذا و کذا، در خانههایی که مرکز عمومی رقاصّهها و اینها هست. اصلًا عبارت ایشان بود آنها هم بیایند. شما خیال میکنید این افرادی که میآیند و خدا خدا میکنند از تو شکم مادرشان نماز شب خوان بودند و درآمدند؟ نه آقا اینطور نیست.
افرادی هستند گاهی ما با اینها برخورد میکنیم که اینها به یک کیفیتّهایی بودند، الآن انسان نگاه میکند میبیند، عجیب، چقدر از انسان جلو افتادند، جلویی افتادند که انسان به آنها نمیرسد، حالاتشان کیفیاتشان، رفتارشان وضعیتشان در منزل، اصلًا انسان نمیرسد به آنها، ما مدّعی هستیم پسر کذا هستیم، خدایمان کذا هست و فلان هست ادّعاهاش مال ماست، کارش مال اینها است جداً عرض میکنم. اینها افرادی هستند که میآیند به کمک سید الشّهدا، به کمک امام زمان والّا این مقدّسات کذا و کذا، اینها همان عمر سعدها هستند که به جنگ امام حسین رفتند اینها همانها هستند در هر زمانی همینطور، فرقی نمیکند و خیلی عجیب هست ها! از اینکه ذهن و توّجه به سمت دیگری گرایش پیدا کند، واللَه میداند سمت دیگر حق است واللَه میداند حق است، از این ابا میکند و میرود زیر آب را میزند، یعنی واللَه میداند حق است میداند آن شخص فرض کنید که آدم درستی است، میداند، اما این گرایش به او، این کفر عظیم و شرک لایغفر که چرا این ذهن به این شخص گرایش دارد؟ چرا؟ تمام دنیا همهاش در اثر این قضیه است، دارد دور میزند، من باشم دیگری نباشد، یا اگر دیگری باشد من بر او تَفَوّق داشته باشم. این یک مسأله اگر برود کنار، همه جا صلح و صفا برقرار است و کنار نخواهد رفت، ابداً کنار نخواهد رفت.

