قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
18وجود خودش را نگاه میکند می بیند از اوست. یک شخصی آمده بود در مشهد، از همین افرادی که اهل ولایت و فلان و روضه و شبهای جمعه روضه و آبگوشت و از این حرفها، از این مسائل، نمیدانم حالا فوت کرده یا نکرده؟ علی کل حال پیرمردی بود، یکی از این رفقا ایشان را آورده بود پیش مرحوم آقا که مثلاً مرحوم آقا هم او را ببیند و شاید استفادهای هم بکنند واقعاً ما خیلی کم داریم! این که میگویم واقعیّت داردها! والاّ به تو چه ربطی دارد؟ آمده مشهد خب آمده باشد! گفت: میخواهم ایشان را هم بیاورم پیش آقا، یک خورده بهش خندیدیم و گفتم چرا وقت آقا را بیخود با بردن ایشان شما میگیرید؟ خلاصه از حرف ما خیلی خوشش نیامد ولی بُرد! بعد شنیدم دعوا شد! آمده پیش مرحوم آقا میگوید ائمّه ـ علیهم السّلام ـ هیچ وقت احتیاج به وضو ندارند! مرتیکه آخه مگر تو مجتهدی؟ هِرّ را از برّ تشخیص نمیدهدها! فقط یک عرق چین گذاشته سرش، یک قبای بلند، شبهای جمعه هم خانهاش روضه، دارد فتوی صادر میکند! ببینید! ائمّه ـ علیهم السّلام ـ وجودشان طهارت محض است هیچ وقت وضو نمیخواهند! آقا فرمودند نخیر! آقا، فرمودند: آنها هم محدث میشوند و نیاز به وضو دارند. این اوّلیش، اِ نشد! یک خورده گذشت و بعد گفت که “الحمدلله” به فضل خدا به مرتبهای رسیدم که دیگر گناه از من سر نمیزند! آقا فرمودند همین که احساس میکنی از تو گناه سر نمیزند بالاترین معاصی است! دید خیلی کار خراب شد بلند شد و رفت با همان آقای کذایی که باهاش آمده بود!
چی؟ “الحمدلله” به رتبهای رسیدم که احساس میکنم گناه از من سر نمیزند! چی داری میگویی جوجه؟ کی یک همچنین چیزی را به تو داده؟ تو عرضه نداری گناه بکنی که حالا گناه ازت سر نمیزند. گفت: در جوانی پاک بودن شیوۀ پیغمبری است ورنه هر گبری به پیری میشود پرهیزگار. حالا تو هم ازت بر نمیآید، کسی نگاه به تو نمیکند که حالا بخواهی فلان کار را بکنی! تمام اینها دوز و کلکهای شیطان است، تو بخواهی گناه بکنی دیگر شب مجلس روضه نمیتوانی براه بیندازی! تو به خاطر مجالس روضهات خودت را نگه داشتی خیال کردی نمیشناسمت؟ تو به خاطر اینکه مریدات دورت جمع بشوند دور خودت حصار قرار دادی و سرت را پایین میاندازی تو روضۀ امام زمان گریه و جیغت بالاست! این چند تا مرید را ازت بگیرند ببین چکار میکنی؟ این حرفها چیست داری میزنی؟ من به رتبهای رسیدم البتّه این به فضل خدا، فضل خدایش هم دروغ است! به فضل خدا به مرتبهای رسیدم که احساس میکنم گناهی از من سر نمیزند! ایشان فرمودند همین که این احساس در وجود تو است بالاترین معاصی است که تو این را از خودت داری میبینی.

