قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
21خب حالا اگر کسی بخواهد در قبال خدا بایستد و بخواهد با خدا مناجات کند بگوید خدایا تو کی هستی من کی هستم، باید عبادات خود را به روی خدا بکشد؟ این درست است؟ حالا امام هم باشد، ما که هیچ! اصلاً حرفش را هم نزنیم، امام هم باشد، امام که بهتر از ما میتواند قضیّه را.... امام وقتی در مقام مناجات با خدا قرار میگیرد بگوید خدایا من شقّالقمر کردم؟ خدایا من شمس را برگرداندم؟ خدایا من در قلعۀ خیبر را بر یکدست برداشتم که چهل نفر فقط میبستند و بازش میکردند؟ حضرت میفرمایند: من در خیبر را با قدرت بشریّه نکندم، در خیبر را مثل پر کاه برداشت امیرالمؤمنین کند گذاشت روی سرش، مردم آمدند ردّ شدند، از روی خندق رد شدند حالا بیاید به خدا بگوید، خدایا در خیبر را من کندم! خدا هم میگوید چه؟ میخندد. خدایا من آن کسی هستم که شبها تا صبح در نخلستان برای تو مناجات میکنم! درست است امیرالمؤمنین بیاید با خدا این جور حرف بزند؟ یا نه! بگوید خدایا تو مولایی من عبدم، اینجوری باید بگوید، تو غنی هستی “الهی أنْتَ الغَنیُ و أنَا الفقیر فَهَل یَرْحَمُ الفقیرَ إلاّ الغنی” در این شبها که میخواندند، اینجوری بیاید بگوید، حالا کدام...؟ ما میگوییم امیرالمؤمنین ـ علیهالسّلام ـ چقدر تواضع داشته، نه آقا تواضع نیست واقعیت است. امیرالمومنین علیه السلام وجودی برای خودش دیگر نمیبیند، همۀ وجود را وجود پروردگار میبیند و خود را صرفاً ظل ربطِ محض میبیند و اصلاً وجودی دیگر برای خودش احساس نمیکند، دیگر در مقام مناجات باید چه بگوید؟ باید بگوید خدایا ظلمت از ماست نور از تو و راست هم هست. حالا این امیرالمؤمنین و این حضرت سجّاد که اینطور شدند، این میشود امام، نه کس دیگر. ما صد سال هم امام نمیشویم چرا؟ چون ما به خودمان میبندیم، خدا هم میگوید خیلی خب تو به خودت میبندی باشد.

