اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها

14070
سال 1421
نسخه عربی

قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها

3
  • بنابراین اگر انسان کاری انجام بدهد که خودش را مستعد برای تجلّی صفات قهریّۀ پروردگار قرار بدهد خدا هم او را در این خواست و تمنّا تثبیت می‌کند، می‌گوید خب حالا که خودت می‌خواهی پس بگیر. این پس بگیر همان خَتَمَ اَللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ ﴿البقرة، ٧﴾ است حالا که خودت می‌خواهی این راه را بروی بسیار خب، این مسأله را ما برای تو تثبیت می‌کنیم. حالا که خودت می‌خواهی به راه سعادت بروی ما این مسأله را برای تو تثبیت می‌کنیم، خودت می‌دانی، در این مسیر بخواهی بروی یا در آن مسیر بخواهی بروی. هر کدام را بخواهی بروی ما تو را در آن مسیر توفیق می‌دهیم راه را برایت باز می‌کنیم. می‌گوید خدایا من می‌خواهم از این طرف بروم من پیش رسول تو نمی‌خواهم بیایم می‌خواهم بروم فرض کن پیش ابوسفیان! می‌گوید بسیار خب، اتفاقاً هنوز از خانه بیرون نیامده ابوسفیان را هم کنار خانه‌ات می‌گذارد حالا که خودت می‌خواهی، گاهی اوقات مسأله بر انسان مشتبه می‌شود ها، انسان می‌گوید خب اگر خواست خدا نبود چرا این قضیّه پیش آمد؟ خواست خدا را تو خودت آخر خواستی، خواست خدا را تو خودت تعیین کردی. چرا آن مسأله در اینجا به این شکل شد و به این شکل نشد؟ پس خواست خدا بوده. بندۀ خدا، خدا سرت را کلاه گذاشته حالیت نیست. چون خواستی که با ابوسفیان باشی ابوسفیان را هم مسیرش را طوری قرار داد که از جلوی منزل تو ردّ بشود. در خانه را باز می‌کنی بَه! سلام‌ علیکم! بیا که پیک وحی آمده! ابوسفیان آمده! اگر بخواهی مسیرت را مسیر رسول خدا قرار بدهی رسول خدا را جلوی در منزلت قرار می‌دهد اگر بخواهی با امام باشی با امام قرار می‌دهد.

  • یهودی آمد مدینه، از علمای یهودی آمد در مسجد مدینه، گفت: شنیدم که پیامبر این امّت از دنیا رفته، آمدم در اینجا وصیّ و خلیفۀ او را ببینم که وصیّ و خلیفۀ او کیست؟ گفتند: نگاه کن جناب ابی‌بکر ریش تا نافش آمده، ببین، سفید قشنگ ریشهای سفید شانه کرده این خلیفۀ رسول خدا است! این یک نگاه به او کرد، خب بالاخره آنها هم یک چیزی حالیشان می‌شود، خب امتحان کنیم با شعار قبول نکنیم. خدا پدر یهودی را بیامرزد پدرش را بیامرزد مادرش را بیامرزد گفت: شعار این است که این ریش درازه جانشین رسول خداست این که ریشش سفید است تا اینجا، یک عمامۀ سفید هم بسته، اندازۀ طبق! گذاشته روی سرش گفت: ما همین‌طوری قبول نمی‌کنیم ما علائم داریم در توراتمان در کتبمان علائم داریم سؤال می‌کنیم. گفتند: بپرس از خلیفۀ رسول خدا! عجب رویی هم داشتند واقعاً! گفت: بگو ببینم خدا در کجاست؟ گفت: اَلرَّحْمٰنُ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوىٰ ﴿طه‌، ٥﴾ خدا روی عرش است گفت: پس فرش خدا ندارد؟ زمین یک فکری کرد ماند. گفت: بزنید این ملحد را بیرونش کنید! بله، بله، بله! آقا نباید سؤال کند! آقا خسته شدند! نباید سؤال کند. تو اصلاً برای چه می‌آیی حرف می‌زنی؟ اصلاً می‌آیی سؤال می‌کنی؟ تو غلط می‌کنی وقتی به تو می‌گوییم باید گوش بدهی! خسته‌اند مگر نمی‌بینی؟ آخر پیرمرد کارش زیاد است خلافت رسول خدا را دارد وصیّ رسول خداست! نباید که از او سؤال کرد باید گفت: سمعاً و طاعتاً گفت علی السلام السلام! بلند شد آمد بیرون گفت: نزنید من خودم می‌روم نیاز به کتک خوردن نیست، همین بس است دیگر، فهمیدم. یک مرتبه چه شد؟ سلمان گفت کجا می‌روی؟ بایست، بایست، بایست همین جا بنشین تا من بیایم.