قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
6حضرت گفت: بابا ولمان کن، بگذار فلان، من دارم اینها را از خودم دیگر در میآورم گفت پاشید بابا این آبرو را برد بیا آبرو را برگردان، هیچی! امیرالمؤمنین عمامه را سرش گذاشت و عبا را پوشید و خیلی خب برویم، پا بشویم برویم. آمد در مسجد و رو کرد به یهودی، یک نگاه به امیرالمؤمنین کرد بدنش شروع کرد به لرزیدن، آهان این همان است، بدنش شروع کرد به لرزیدن، گفت یا علی من سؤالهایی دارم تا سؤالهای مرا جواب ندهی من چیز نمیکنم حضرت فرمود خب بپرس. باز امیرالمؤمنین را دید و این حال شد باز چی؟ عقلش حکم کرد، اینها آقا برای من و شماست ها! یعنی میگوید من باید سؤالم را بکنم من بدون دلیل نمیآیم، لرزش مرا گرفت و اینها، فایدهای ندارد گر چه مسأله یک خورده چشمهای نشان داده شده ولی نه! باید یقین حاصل بشود حضرت فرمود ما آمدیم که یقین برای شما حاصل بشود، شروع کرد، خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: وَ لِلّٰهِ اَلْمَشْرِقُ وَ اَلْمَغْرِبُ فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّٰهِ ﴿البقرة، ١١٥﴾ به هر جا نگاه میکنیدها...، یهودی گفت این درست است. سؤال دوّم، سؤال سوّم و شروع کرد حضرت از تورات خواندن، از وسط تورات جوابش را داد از اوّل تورات جوابش را داد، گفت بس است دیگر، بس است دیگر، فهمیدیم بابا، دیگر لازم نیست “اشْهَدُ أنْ لاالهَ الااللَه وَ أشْهَدُ أنَّ محمّداً رسولُ اللَه وَ أشْهَدُ أنَّکَ خَلیفةُ رَسول اللَه وَ وَصیُّهُ مِنْ بَعْدِهِ ” این جور، بعد بلند شد مسلمان شد و رفت، کجا رفت؟ به قبیلۀ خودشان و همه را، سیصد نفر را، مسلمان کرد و شیعۀ امیرالمؤمنین کرد، از همین یهودیها را، این چه هست؟
همین چند روز پیش بود، نخیر اشتباه کردم، راجع به یک مسأله داشتم مینوشتم، راجع [به] همین شرح عنوان بصری، چندی پیش راجع به روایت امام حسن عسکری «علیه السّلام» وقتی که علماء را تقسیم میکنند به علماء سوء و علماء غیر سوء و اینها، بعد میفرمایند که لا جَرَمَ أنَّ مَنْ عَلِمَ اللَه مِنْ قَلْبِهِ أنَّهُ لا یُریدُ إلّا صِیانَهُ دینِهِ وَ تعظیمَ وَلیِّهْ لم یترکه فی یَدِ هذا المُلَبِّس الکافِر وَ لکنّه یُقَیِّضُ لَهُ مؤمناً یقف بِه عَلَی الصَّوابّ به این عبارت ثمّ یُوَفَّقُه اللَه تَعالی لِلقَبُولِ مِنه فَیَجْمَعُ لَهُ بِذلک خَیْرَ الدّنیا وَ الاخرة1 اگر کسی از مردم، اگر کسی از شیعیان ـ وقتی که حضرت عسکری « علیه السّلام» توضیح میدهند که این علماء علمایی هستند که میآیند و مردم را منحرف میکنند، علمایی هستند که میآیند و تحریف میکنند، علمایی هستند که میآیند دروغ میبندند، همین طور سه دسته میکنند افراد را که دیشب هم عرض کردیم “هم اَضرُّ علی ضعفاء شیعتنا مِنْ جَیْشِ یَزیدَ علی الحسیِن بنِ علیّ علیه السلام وَ اصحابِهِ ” اینها از یزید و از لشکریان یزید بر حسین بن علی و اصحابش، اینها خطرناکتر هستند ـ بعد از این حضرت میفرمایند که اگر در همین وضعیّت و در همین موقعیّت خدا بداند یک نفر دلش پاک است، دلش صاف است، “بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَه” مکر و خدعه و نیرنگ و کلک نیست، اگر خدا بداند، نمیگذارد خدا این شخص دست این علماء بیفتد، هان! نمیگذارد “ یُقَیِّضُ لَهُ مؤمِناً ” یک مؤمنی را برمیانگیزاند که دست او را بگیرد و او را به راه راست هدایت کند و خداوند توفیق اطاعت و انقیاد از این مؤمن را نصیب این میگرداند و او به واسطۀ اطاعت از این مؤمن خیر دنیا و صلاح آخرت را خدا برای او جمع میکند. اینطور نیست قضیّه، گتره نیست آقا جان! همینطور شانسی، یکی بیاید یکی برود، نه آقا! هر چیزی یک حسابی دارد، هر چیزی کتابی دارد.
- ١. تفسیر المنسوب إلی الامام الحسن العسکری علیه السلام، ص ٣٠١.

