
قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
فقرۀ دعاء: اللَهم انّي أجد سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – تفسير اين فقره شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: اللَّهم اِنّي اَجد سُبَلَ المطالب اليك مُشرعَة. 2 – راه پروردگار متعال واحد ميباشد و آن عبارتست از تعلّق و وابستگي نفوس به پروردگار متعال. 3 – همة انسانها قابليّت رسيدن به لقاء پروردگار متعال و مظهريّت صفات جمال و جلال الهي را دارا ميباشند. 4 – عدم توانايي خليفه اول از پاسخگويي به سؤالات و شُبهات عُلماي يهودي و نصراني. 5 – چگونه امام سجاد عليه السلام با وجود دارا بودن مقام عظمت مطلقه، اقرار و اعتراف به گناه ميكنند. 6 – توضيحي در ارتباط با كلام لفظي و نفسي.
قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
10میگویند یک شخصی میخواست یک مسجدی درست کند افراد را همه را جمع کرد علماء را جمع کرد البتّه این کارش کار صحیحی نبود ولی خب بالاخره حالا کرد دیگر این کار را. علماء را جمع کرد و حجج اسلام و نمیدانم آیات عظام، همه را جمع کرد. میخواست کلنگ بزند، گفت کلنگ این مسجد را کسی باید بزند که از زمان بلوغش تا الان، نماز شبش ترک نشده باشد هیچ کس نیامد کلنگ بزند یعنی همین آیات عظام و حجج اسلام و ثقۀالاسلامها و روحانیون و تجّار و کسبه و غیر اینها، همه عقب رفتند بعد خودش آمد جلو کلنگ زد، البتّه خب این کار، کار درستی نیست، میخواهی پُز بدهی که ما چیز کردیم! ولی علی ایّحال یک آبروریزی کرد از این همه جمعیّت! و مسجدش هم در همین اطراف طهران است، معروف است، نوشته در شرح حال این مسجدش که فلان چیز اینطور شد.
خب حالا یکی ممکن است بیاید بگوید به خدا، نه خدایا! من نماز شب را از اوّل بلوغ، پانزده سالگی، تا الان خواندم، دروغ هم نیست دیگر، خوانده دیگر، چیزی که خوانده، خوانده یا اینکه ممکن است شخصی بگوید که من تا به حال دروغ اصلاً نگفتم و راست هم بگوید خب تا به حال دروغ نگفته، خب یعنی این از امام بالاتر است؟ امام میگوید که من رشوه دادم، من به معاصی اقدام کردم من آن کسیام که دنبال عصیان میروم دنبال گناه میروم، امام شوخی دارد؟ آمده مثلاً [در مقابل] یک بزرگ قرار گرفته [، در مقابل] خدا قرار گرفته، معنا ندارد حالا که شما جلوی خدا قرار گرفتی حرف بیربط بزنی، حرف خلاف بزنی، ولو امام هم باشد مگر میشود چنین مسألهای؟ چون حالا شما در قبال خدا قرار گرفتی باید کاری که نکردی بگویی کردم؟ نماز نخواندی بگویی خواندم؟ مثلاً ای حضرت سجّاد حالا چون شما در قبال پروردگار قرار گرفتی و داری با خدا راز و نیاز و مناجات میکنی کاری را که انجام ندادید بگویید انجام دادم؟ این درست است؟ این که نیست دیگر. امام سجّاد دروغ گفته العیاذُبااللَه؟ دروغ نگفته. امام سجّاد فرض کنید که تا به حال سرقت کرده؟ العیاذُبااللَه امام سجّاد. هان؟ این کار را که نکرده پس چرا میگوید کردم؟ چرا میگوید میکنم؟ چرا میگوید حالم این است؟ بالاخره یک مسألهای است.
