قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
12تعلّق به بدن اقتضا میکند مالکیّت بدن را، اینکه بدن مالک باشد، همینطور یک مقداری از بدن فاصله بگیرد، لباس انسان اموال انسان ملک انسان باغ انسان ماشین انسان زن انسان بچّۀ انسان شریک انسان، یک قدری دورتر، رفیق انسان، همینطور اینها یک خصوصیّاتی است که آن خصوصیّت تعلّق به انسان [دارد] همین که انسان یک تعلّقی پیدا میکند به یک شیء، او را از آن خود میبیند. وقتی که انسان لباس میپوشد این لباس را از خود میبیند خود را مالک بر این لباس احساس میکند. اگر تو خیابان بیایند لباس آدم را در بیاورند انسان چکار میکند؟ معارضه میکند مبارزه میکند، آقا به لباس من چکار داری؟ اگر کسی فرض کنید که حتّی دورتر، رفیق انسان، بخواهد کسی به رفیق انسان تعرّض کند انسان میرود دفاع میکند چون رفیق را از خود میبیند. این تعلّق اقتضای اختصاص را میکند، اختصاص منضوم تعلّق است. اگر این تعلّق نباشد این اختصاص هم نیست. انسان لباس را در میآورد میاندازد کنار خیابان، اعراض میکند، اعراض یعنی انسان تعلّق خودش را از آن شیء قطع میکند، آن اعراض است. وقتی که اعراض کرد آن وقت برای دیگران هم شرع مباح میکند که این را بردارند. انسان اعراض میکند بین لقطه و بین اعراض فرق این است که ممکن است در لقطه انسان و مالک، اعراض از آن شیء نکند لذا میگویند لقطه را باید نگهداشت و خصوصیاتی که حالا داریم، البتّه خب شرایط فرق میکند. ولی در مسألۀ اعراض این است که انسان اصلاً نمیخواهد، فرض کن از جیبش صد تومان در میآورد میاندازد کنار خیابان و میرود، همه هم میبینند که این صد تومان انداخت و رفت، خودش هم انداخته، این یعنی چه؟ اعراض، اعراض کرد. یا اینکه فرض کنید که من باب مثال کسی باغ دارد این باغش هم در معرص است میوهاش را میآید میچیند انارها را میچیند یک مقداری از این انارها بالای درخت میماند این را میگویند اعراض. شما میتوانید فرض کنید که این انارها را بخورید چون این شخص دیگر اعراض کرده، دیگر چشمش به دنبال این انارهایی که روی درخت است نیست. یا سابق بر این بود الان هم هست در این دهات و زمینهای زراعتی اینها میآیند فرض کنید از این کدو و بادمجان و گوجهفرنگی و این چیزهایی که میکارند میآیند یک روزی این محصول خودشان همه را برمیدارند آن وقت یک مقداری، تو هر بوته یکی مثلاً کوچک و بزرگ کدویی بادمجانی چیزی باقی میماند عصر که میشود اعلام میکند که حالا هر کی میخواهد بیاید، بیاید. این را میگویند چه؟ میگویند اعراض، بچّهها میریزند توی این مزرعه و مثلاً بادمجانهای اینقدری کدوهای این قدری، کوچک و بزرگ، گاهی اوقات از چشمشان در میرود، اینها همه خوردنش حلال است اشکال ندارد چون صاحب زمین و صاحب ملک اعراض کرده، این اشکال ندارد.

