قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
اللَهمَ إنّی أَجِدُ سُبُلَ المَطَالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَةٌ وَ مَنَاهِلِ الرَّجاءِ إِلَیْکَ مُتْرَعَةٌ
خدایا من راههای طلب را به سوی تو همیشه باز میبینم و چشمههای امید را سرشار و پربار مینگرم.
تا دیشب صحبت به اینجا رسید که راه به سوی پروردگار راه راهِ واحد است. مسیر، مسیر واحد است و او عبارت است از همان تعلّق نفس و ارتباطش با پروردگار که این تعلّق و ارتباط برای همه موجود است و برای همه هست. یزید به امام سجاد « علیه السلام » عرض میکند آیا من میتوانم توبه کنم؟ حضرت فرمودند: راه توبه برای تو هم باز است ولی موفّق نخواهی شد. یعنی دو جنبه برای انسان وجود دارد. جنبۀ اوّل همان جهت تعلّق انسان به پروردگار و مبدأ است که در این مسأله بین مسلمان و غیر مسلمان، متّقی و غیر متّقی تفاوتی نیست. همۀ اینها یک ربطی با خدا دارند چه بخواهند چه نخواهند، دارند.
مسألۀ دوّم اینکه این ربط در چه مسیری قرار بگیرد و در تحت چه ظهوری از مظاهر اسماء و صفات قرار بگیرد این یک مطلب دیگری است. مثل اینکه یک کلاسی است در این کلاس بیست تا شاگرد، دانشآموز، وجود دارد معلّمی هم برای این کلاس است. این معلّم گاهی از اوقات تنبیه میکند گاهی از اوقات جایزه میدهد گاهی از اوقات میخندد گاهی از اوقات غضب میکند. معلّم یکی است کلاس هم یکی است، حالات معلّم در ارتباط با شاگردان تفاوت میکند. هر دوی اینها با معلّم ارتباط دارند. اگر ارتباط نداشتند که معلّم قهر نمیکرد با آنها، چرا نمیرود بچههایی که توی خیابان هستند با آنها قهر کند؟ به خاطر این تعلّقی که بین او و بین این دانشآموز و شاگرد وجود دارد به خاطر او الآن قهر میکند، به خاطر او تبسّم میکند. با بقیّه چرا کاری ندارد؟ چون ربطی ندارند، بین هم ارتباطی ندارند. حالا این وضعیّت خود دانشآموز و تلمیذ است که چه نوع ظهور این معلّم را به خود تعیین کند گاهی اوقات ظهور، ظهور قهر است. در بعضی از موارد ظهور، ظهور جمال است. آن معلّم کاری ندارد، معلّم واحد است. این شاگرد است که محلِّ برای ظهور قهر واقع میشود یا محلّ برای ظهور جمال واقع میشود.

