قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
7این یهودی آمده بود برای چه؟ برای امتحان نیامده بود ها برای کلک نیامده بود، آمده بود واقعاً بعد از پیغمبر ببیند قضیّه چیست؟ نتوانسته بود [تا] حالا بیاید، حالا آمده، خب میتوانست سلمان آنجا نباشد این برگردد، میشد یا نمیشد؟ مسأله صور مختلفی دارد. بلند شود و برگردد، نه! همین که خداوند دید این یهودی دلش صاف است دلش پاک است سلمان را اولاً میآورد توی این مسجد، از این اتّفاق[ها] زیاد افتاده است، سلمان گاهی بود گاهی اوقات مقداد بود گاهی اباذر بود گاهی عمّار بود اینها بر حسب چیزهای خودشان، آن امیرالمؤمنین که توی خانه نشسته همان است که میفرستد میگوید برو دستش را بگیر، دور بزن بلند شو بیا اینجا، او که خواب و بیداری ندارد این میآید و چکار میکند؟ این سلمان میشود همان مؤمن، همان مؤمنی که“ یُقَیِّضُ لَهُ” خدا این مؤمن را برمیانگیزاند، او دستش را میگیرد و میبرد درِ خانۀ امیرالمؤمنین، میگوید هر چیز میخواهی اینجا سؤآل کن. این میشود چه چیزی؟ این میشود راه. راهِ بین انسان و بین خدا، راه این است. این راه در یهودی هم هست، دیدید که در یهودی هم [بود]. در نصرانی هم هست در ملحد هم هست در شیعه هست در سنّی هست و در همۀ افراد این راه موجود است.
حالا اگر نه! انسان بخواهد از آن طرف برود، راهش را بخواهد انتخاب بکند، چه میشود؟ خدا عکسش را پیش میآورد. صبح بلند میشود برود مسجد من باب مثال، یک دفعه یک رفیقی سرراهش میآید بُر میزند او را و میبرد او را، چرا؟ چون خودش خواسته، خودت خواستی، حالا که میخواهی مسجد بروی بیایی در فلان مجلس روضۀ امام حسین شرکت کنی ما نمیگذاریم بروی، رفیق میآید و میگوید بلند شو برویم بگردیم، رفیق میآید بلند شو فلان کار را بکنیم، رفیق بلند شو فلان کار را انجام بدهیم، تا میخواهی بروی تق میخوری زمین دستت میشکند، میروی دکتر و اینها و شکستهبندی و محروم میشوی! اینها همه چیست؟ اینها همه راههایی است که خدا باز کرده است، خودت خواستی ما هم باز کردیم، برو.

